تبليغاتX
به وب سايت محمدناصرعارفي هويداخوش آمديد  *هموطن!بيا تا،پنجره راروبه آفتاب گشاييم وقلب خاموش سرزمين خسته خويش رادوباره به تپش آوريم ganjinah گنجینه



د لم يكباره پرمي زدترنم كرده مي رقصيد

تكان ميدادبا لش راتكلم كرده مي رقصيد

گهي افتان گهي خيزان گهي باسررود درد شت

به روي دوش هرخاكي تيمم كرده مي رقصيد

دراين دنياي نا خوشي نگفت ازدرد خود حرفي

براي شرح د لتنگي تبسم كرده مي رقصيد

ميان خون شتك مي زد سوار موج آن مي شد

روان گرديده دريا، تلا طم كرده مي رقصيد

پريشان برسرسنگ بلندآواز سرميداد

ره با ريك خودرانا گهان گم كرده مي رقصيد

دل مجروح رنجورم به روي شانه رؤيا

جهاني نوبنا ازعشق مردم كرده مي رقصيد

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم اسفند 1384;ساعت 9:59;  توسط  ( محمدناصرعارفی هو یدا );  |