X
تبلیغات
گنجینه - روابط سیاسی افغانستان وپاکستان (1947 تا 1978)







گنجینه

وب نوشت محمدناصرعارفی "سیاسی-اجتماعی-ادبی-هنری

روابط سیاسی افغانستان وپاکستان (1947 تا 1978)

تبیین مسئله

روابط سیاسی افغانستان وپاکستان دردوران معاصر همواره دستخوش دگرگونی ، تزلزل ونواساناتی بوده است. دربرخی ازمقاطع، روابط دوکشورحسنه ودربرخی ازدوره ها،روبه تیرگی نهاده است .دراین تحقیق تلاش می شود تاباتمرکزبردوره معاصر و درنظرداشت سابقه روابط دوکشور به متغیرهای مؤثربرروابط سیاسی افغانستان وپاکستان پرداخته شود.

باتوجه براین که روابط سیاسی دوکشورازآغازپیدایش پاکستان تاکنون متزلزل، پردردسر ودچارگرمی و سردی های فراوان بوده است ودوکشورازاین وضعیت ضررهای زیادی دیده اند، در پژوهش موجود،به علل ناپایداری روابط سیاسی دوکشور پی برده، و واقعیت های پشت پردۀ تصمیمات،سیاست ها واستراتژی هایی که منجربه این وضعیت شده را نمایان خواهیم ساخت .

اهمیت وضرورت تحقیق:

روابط افغانستان وپاکستان به عنوان دوهمسایه به لحاظ سیاسی،فرهنگی ، اقتصادی،  اجتماعی ازاهمیت فوق العاده ای برخوردار است.دوکشوردارای مرزطولانی مشترک و منافع مشترک بوده وبه شدت ازیک دیگرمتأثرمی باشند، امنیت ویابی ثباتی افغانستان یاپاکستان درسرنوشت طرف مقابل تأثیرگذاراست.بنابراین پرداختن به چالش ها وفرصت های روابط دوکشور وشناسایی زمینه هاومتغیرهای مؤثر درتوسعه،تحکیم وتعمیق روابط دوجانبه می تواند درپیشرفت وتوسعه ارتباطات همه جانبه دوکشورمفیدواقع شود.

هدف تحقیق:

هدف تحقیق این است که بابررسی چالش ها وشناسایی فرصت های روابط سیاسی افغانستان وپاکستان، بتوان راهکارهای مناسبی برای پایان دادن به مناقشات وتوسعه وگسترش روابط دوستانه دوکشور ارائه کرد.

فرضیه تحقیق:

اختلافات مرزی (خط دیورند)، مساله پشتونستان، حمایت پاکستان ازطالبان، به همراه سیاست های پشت پرده آمریکاومناقشات پاکستان باهند،ازمهمترین موانع توسعه روابط سیاسی افغانستان وپاکستان می باشد.

 

1- روابط سیاسی دوکشوردردوره صدارت شاه محمودخان

اختلافاتی که بین مسلمانان وغیرمسلمانان درهندوستان یک پارچه جریان داشت مسلمانان را به فکر تشکیل یک کشورمستقل انداخت،مسلمانان با محوریت محمد علی جناح در راستای جدایی ازهند گام بر می داشتند.

" لرد مونت باتن والی جدیددرهند که آخرین والی هم بود، برای آخرین بارتلاش کرد تاجناح های درگیر ورقیب رامتقاعد کند که وجود هندوستان متحد بهتر از این است که دو کشور جدا گانه تشکیل شود، اما جناح واتحاد مسلمانان برخواست شان مبنی برتشکیل کشور جداگانه برای مسلمانان اصرارداشتند. سرانجام مونت باتن تصمیم گرفت تا هندوستان را تقسیم کند،درپایان فقط گاندی محکم واستواردرمقابل تقسیم هندوستان ایستاده بود واحتمال بروز جنگ داخلی را به بروز رخدادهای وحشتناکی که یقین داشت بعد ازتقسیم هندوستان روی می دهد، ترجیح می داد." (1)

تجزیه هندوستان ، تشکیل کشوری به نام پاکستان ودراین تقسیم بندی تعلق گرفتن منطقه پشتونستان به پاکستان به یک معضل تاریخی برای افغانستان وپاکستان بدل شد."درپایان جنگ دوم جهانی وقتی انگلیس آمادۀ خروج ازشبه قاره شد طبق طرح لردمونت باتن،تقسیم هند به کشورهند و پاکستان اعلام گردید (1947). براساس این طرح سرزمینهای قبلی افغانستان که برپایه قراردادهای مختلف،از اواخر قرن نوزده به بعد به هند (تحت سلطه بریتانیا) ملحق شده بود به پاکستان تعلق گرفت و موضوع سرنوشت پشتونها درماورای خط دیورندکه افغانستان وپاکستان راجدامیکند،ازنظر دولت افغانستان حل ناشده باقی مانده بود." (2)

" وقتی که درسال 1947 لرد مونت باتن طرح تقسیم هند را به دوکشور اعلان نمود، حکومت افغانستان نسبت به این مسئله بی تفاوت بود.دراین وقت بود که دراثر اعتراض بعضی از روشنفکران برضایع شدن حقوق افغانستان، دستگاه حکومت دوباره به حرکت آمده توسط یاد داشت مورخ 13جون 1947 موضوع سرنوشت پشتونهارا درماورای خط دیورند به سفارت بریتانیا درکابل تذکر داد.اما اکنون قانون آزادی هند ازپارلمان بریتانیاگزارش یافته ومقررشده بود تاآینده ولایت سرحد شمال مغرب توسط رفراندم یاهمه پرسی ازمردم، مبنی برشرکت ولایت شان به یکی از دو،دومینیون (dominion)پاکستان یاهند تعیین شودوقدرت سیاسی درنیم قاره در 15 آگوست همان سال به دولت جدید انتقال یابد" (3)

زمانی که پاکستان به صورت کشورمستقل بروزکرد دراین زمان شاه محمودخان درنظام سلطنتی ظاهرخان صدراعظم افغانستان بود ودرپاکستان نوبنیادمحمدعلی جناح قدرت رادردست گرفت،متاسفانه براثراتخاذ مواضع حاکمان سیاسی دوکشورپایه واساس روابط افغانستان و پاکستان ازابتدا بر بی اعتمادی بنانهاده شد.زمانی که پاکستان خواستار عضویت درسازمان ملل شد، افغانستان مخالفت خودرا با پیوستن این کشور درملل متحد ابرازکرد وعامل تنش زا بین دوکشورمعضل خط دیورند ومسئله پشتونستان بود." پس ازاستقلال پاکستان  درسال 1947 افغانهاخواهان پیوستن سرزمینهای پشتون نشین به افغانستان یاخود مختاری آنها بودند." (4)

" افغانستان با تشکیل کشوری به نام پاکستان والحاق ایالات سرحد وبلوچستان به این کشور مخالف بود. به همین دلیل درهنگام طرح درخواست عضویت پاکستان درمجمع عمومی سازمان ملل متحد درتاریخ هشتم میزان (مهرماه) 1326/30سپتامبر1947 حسین عزیزنماینده افغانستان تنها رأی مخالف رابه صندوق انداخت واظهارداشت:« نمی توانیم استان شمال غربی را به عنوان بخشی ازخاک پاکستان به شمارآوریم،مادامی  که به مردم آن خطه فرصتی بری از هرگونه نفوذ- تکرارمی کنم بری ازهرگونه نفوذ- برای تعیین آزادانه وضعیت خود دایر برمستقل بودن یا پیوستن به پاکستان داده نشد ه است.»"(5)

مسئله پشتونستان، مناسبات افغانستان وپاکستان رابه شدت سردساخته بود واظهار نظرهای مقامات سیاسی دوکشوربه تیرگی روابط دوجانبه می افزود، درمقابل ادعاهای افغانستان و پاکستان هم هیچ گونه انعطافی ازخودنشان نمی داد." به این صورت در نتیجه اشتباه زمامداران هردو کشورمناسبات افغانستان با همسایه جدیدآن پاکستان ازآغاز کاربرمبنی بی اعتمادی بناشد و مخالفت نماینده افغانستان با شرکت پاکستان درملل متحد درماه سپتامبر 1947 بدبینی رابین دو کشور شدت بخشید.

هرچند دراواخرسال مذکورنجیب الله خان وزیرمعارف افغانستان به کراچی رفت وبامقامات پاکستانی از جمله با محمدعلی جناح رییس دولت پاکستان دراین باره مذاکره کرد وجناح وعده داد، که دروضع نیمه آزادمناطق قبایل نشین تغییری روی نخواهدداد، اما اختلافات اصلی دربین دوکشوربه جاماند و چون درماه مارچ سال 1949 حکومت پاکستان منطقه قبایل نشین راجزءلایتجزای پاکستان خواند، حکومت افغانستان این ادعارانقض وعده محمدعلی جناح شمرده برآن اعتراض کرد.(5)

سفرنجیب الله خان به پاکستان ودیدارهای اوبامقامات این کشورنتیجه چندانی در پی نداشت و نتوانست تنشهای حاکم برروابط افغانستان وپاکستان راکاهش دهدچون طرفین دنبال فرصت بودند ودرمذاکرات صداقتی وجودنداشت."مذاکرات نجیب الله بامحمدعلی جناح زمانی بی ثمر بودنش آشکارگردید که دولت پاکستان در اوائل سال 1949 قبایل آزاد پشتونستان را در ماورای مرزدیورند جزءلاینفک خاک پاکستان خواند.

سردارشاه محمود صدراعظم وقت افغانستان با ایراد بیانیه ای در21 مارچ 1949درشهرجلال آباد این اقدام پاکستان رامحکوم کرد وازدولت آن کشورخواست تا حقوق پشتونها را در آنسوی خط دیورند به رسمیت بشناسد. وزارت خارجه افغانستان در24 مارچ 1949 در واکنش به ادعای این کشوربا انتشار اعلامیه ای تصمیم پاکستان رابرخلاف تعهدات قبلی محمدعلی جناح زمامدارکشور مذکور خواند".(7)

موضع گیری های مقامات دوکشورهمواره باواکنش طرف مقابل مواجه گشته وباعث تیرگی روابط می شد وگاه گاهی برخورد های فیزیکی نیزبین دوکشوربه وجود می آمد"درماه جون سال1949 هواپیما های پاکستان، عمداً یا سهواً قریه مغلگی در ولایت سمت جنوبی افغانستان رابمباران نمود"(8) " دراین حمله که در روز 22جوزا1328/برابر 12ژوئیه 1949رخ داد23نفرازمردم بی گناه به قتل رسیدند واحساسات مردم افغانستان به شدت جریحه دارگشت." (9 )این عمل پاکستان مناسبات بین دوکشوررابه شدت بحرانی ساخت وباعث شد که افغانستان دست به اقداماتی بزند،ازجمله" مجلس افغانستان در4 اسد1328 الغای معاهدات قبلی افغانستان باسایر کشورها ازجمله معاهده دیورند را اعلان کرد وپاکستان درجواب اظهار داشت که این اعلان به کشورهای اتحاد شوروی وایران حق می دهد تا به ادعای ارضی در افغانستان بپردازند." (10)

افغانستان وپاکستان ازهمان روزهای آغازین نسبت به هم دیگربدبینی وسوء ظن داشته وهرگاه حادثه ای درهریک ازاین دوکشور به وقوع می پیوست طرف مقابل را مورداتهام قرارمی دادند ورد پای آن را همواره درکشورمقابل می یافتند." در نوروز1329 توطئه ای علیه شاه محمود خان نخست وزیرافغانستان به وقوع پیوست که نوک تیزاتهام دراین مسئله هم به طرف پاکستان نشانه رفت. درمیزان 1329 بدنبال شورش محمد ایوب خان در« توبه »دولت پاکستان، افغانستان را متهم به تجاوز به خاک پاکستان وامداد به محمد ایوب خان نمود اتهامی که ازطرف افغانستان به شدت تکذیب گردید. درماه ثور1330 تظاهرات شدیدی دربرابرسفارت پاکستان درکابل صورت گرفت وسفارتخانه مورد سنگباران افغانها قرارگرفت، این تظاهرات درعکس العمل به اقدامی که افغانها تجاوز مرزی پاکستان  به افغانستان می دانستند صورت گرفت.(11)

" ازآغازتشکیل پاکستان درسال 1947 تاسال 1958درمدت یازده سال یک نوع دموکراسی در پاکستان حکومت داشت. محمد علی جناح بنیانگذار واولین رییس جمهوردولت پاکستان اندکی پس ازتشکیل آن کشور وفات یافت وجانشین اونواب زاده لیاقت علی خان درسال 1951به دست یک نفرافغان مهاجراز بزرگان قبیله جدران به قتل رسید. این حادثه میتوانست موجب ظهور بحران شدید درمناسبات دوکشورگردد، اما به زودی معلوم شد که محرک قاتل ایادی داخل پاکستان بوده، نه دولت افغانستان که قاتل بر اثرمخالفت با آن، کشور راترک گفته بود." (12)

کشمکش های سیاسی بین افغانستان وپاکستان روابط دوکشوررا درهمه جوانب تحت تاثیر قرار داده بود.وهردوکشورازآن آسیب می دیدند لذا،دغدغه هایی برای بهبود روابط دوجانبه برای طرفین وجود داشت."درسال 1331دولت پاکستان سعی در بهبود روابط خودبا افغانستان نمود ودولت افغانستان هم که ازقطع روابط اقتصادی به رنج وزحمت افتاده بود به این اقدام پاکستانیها روی خوش نشان داد.دراین سال«کلنل شاه» به عنوان سفیر پاکستان به کابل اعزام گشته وسفارتش موردپذیرش کابل قرارگرفت وبدین ترتیب روابط دیپلماتیک دو کشور به سطح سفیر ارتقا یافت" (13)

2 روابط سیاسی دوکشور در دوره صدارت سردارمحمدداوود

افت وخیزها ونوسانات در روابط سیاسی افغانستان وپاکستان درتاریخ این دوکشور مشهود است چالشهای سیاسی بین دوکشورهمیشه وجود داشته است، بویژه درزمان هایی که داوود خان قدرت را درافغانستان دراختیارداشته است دگرگونی درروابط دوکشور بیش ازهر موقع دیگرخود رانشان داده است.

" محمد داوودخان به تاریخ  6سپتامبر1953 به تشکیل کابینه موظف شد اما چهارده روزپس ازآن در20 سپتامبرکابینه وخط مشی اش را اعلام کرد."(14) داوودخان دردوره صدارت خوددومسئله راسرلوحه کاری حکومت خویش قرارداد."یکی حل مسئله پشتونستان ودیگری انکشاف اموراقتصادی براساس پلان گذاری واقتصادرهبری شده." 15

در زمانی که داوودخان به صدارت افغانستان رسید روابط افغانستان را با پاکستان بیش ازپیش با چالش وبحران مواجه ساخت، سردارداوود پس از رسیدن به مقام صدارت.

" دراولین بیانیه ای که از رادیو  ایراد کرد از آزادی پشتونستان نام بردوبدین ترتیب مسئله پشتونستان رابه عنوان محوراصلی سیاستهای دولت خود مطرح نمود.وی روابط سیاسی واقتصادی نزدیکی باروسیۀ شوروی برقرارنمود وسعی داشت حمایت روسهارا در مسئله پشتونستان جلب نماید پاکستان هم دراین سالها شاهد تغییرات وتحولات زیادی بود واز حالت یک کشوربی طرف درصحنه سیاست بین الملل در آمده به جرگه متحدین غرب پیوست و درسال 1334/ 1955م به پیمان بغداد که پیمانی بین ایران،عراق،ترکیه،وانگلیس برای دفاع در برابر شوروی بود ملحق گردید. "(16)

کشمکش ومناقشات سیاسی بین دوکشوردر دوره صدارت داوود خان روزبه روزروبه افزایش بود.البته  گفتگو هایی نیز برای برون رفت از بحران وکاهش تنش ها بین دوکشورصورت می گرفت، گرچند نتیجه چندانی درپی نداشت.

"درسال 1954حکومت افغانستان سعی کردتا درمسئله پشتونستان با پاکستان به موافقت برسد و برای این منظور محمدنعیم خان وزیر خارجه به کراچی رفت، مقصد ازاین سفر این بود که برای مردم ولایت سرحد وقبایل، آزادی داخلی داده شود. زمامداران پاکستان هم بی میل نبودند دراین باره باافغانستان به توافق برسند زیراخودرا درمسئله سیاسی بزرگتری برسر کشمیر باهند درگیر می دیدند.اما اوضاع داخلی پاکستان آزادی عمل این کشور رامحدود می ساخت، زیراپاکستان آن روز از دو سرزمین جداگانه تشکیل شده بود که تقریبا یک هزار و ششصدکیلو متر ازیک دیگر فاصله داشتند.

پنجاب خودرامؤسس، و ولایت خود راهسته مرکزی پاکستان شمرده وحاضرنبودند رهبری کشور به بنگالیان واگذارشود،لذاتصمیم گرفتندتاسه ولایت کوچک تر پاکستان غربی یعنی ولایت سرحد شمال غرب، سند وبلوچستان راباپنجاب مدغم نموده وازآن یک ولایت بزرگ تر به نام پاکستان غربی به وجود آورند وبه این صورت توازن سیاسی رادربین دوقسمت پاکستان حفظ کنند.

اما این طرح، آزادی محدودی راکه ولایت سرحد ازآن برخوردار بود ازبین می برد و افغانستان آزرده راآزرده ترمی ساخت.دولت مردان پاکستان نگهداشت تعادل رابین دوبخش کشورمذکور که درآخرین تحلیل، همان منافع سیاسی پاکستان بودبرحفظ مناسبات دوستانه با افغانستان برتر شمرده ودرآغازسال 1955میلادی طرح تشکیل یونت پاکستان غربی رااعلان کردند. "(17)

مسئله پشتونستان برای دوکشوربی نهایت مهم وحساس بود، اتخاذ هرگونه موضعی ازدوطرف در مورد این قضیه بحران ساز،واکنش طرف مقابل را درپی داشته است وقتی.

"دولت پاکستان درسال 1334/1955 تصمیم گرفت تا با ادغام بخشهای مختلف ناحیه غربی پاکستان، یک واحد کشوری، تحت عنوان پاکستان غربی به وجودآورد.دولت افغانستان این مسئله رابه عنوان اقدامی علیه آزادی های داخلی مردم پشتون ایالات سرحد وبلوچستان تلقی نمود واین عمل دولت پاکستان راتجاوز به منافع ملی افغانها دانست."18

دولت افغانستان درواکنش به این اقدام پاکستان ازخود عکس العمل نشان داد و روابط دوهمسایه به شدت تیره وبحرانی گردید."سردارمحمدداوودخان صدراعظم افغانستان دراعتراض به اقدام دولت پاکستان درتاریخ هشتم حمل1334 بیانیه پرشوری خطاب به ملت افغانستان صادر کرد و ضمن محکوم کردن عمل پاکستانیها باردیگرتاکید کرد که به هیچ صورت علاقه های پشتونستان راجزءخاک پاکستان نمی شمارد. بعدازصدور بیانیه صدراعظم افغانستان، مردم کابل که احساسات شان به شدت تحریک شده بود در روز نهم ماه حمل به سفارت پاکستان درکابل ریخته وپرچم پاکستان را ازفرازسفارتخانه به زیرآورده،آتش زدند وپرچم پشتونستان را به جای آن به اهتزازدر آوردند.بعد از این حملات مشابهی هم به کنسولگری های پاکستان درقندهار  و هرات صورت گرفت ومتعاقب آن ازطرف مردمی که به زعم افغان ها، پنجابی بودند حمله ای به کنسولگری افغانستان درپیشاورصورت گرفت وپرچم افغانستان هم مورد هتک حرمت قرار گرفت. براثر این وقایع، روابط بین افغانستان وپاکستان ازقبل هم تیره ترگشته مناسبات سیاسی بین دوکشورهم قطع گردید. دولت افغانستان بعداز این مسئله درصدد جنگ با پاکستان برآمد و داوود خان دراین راستا فرمان آماده باش نظامی صادرکرد." 19

نقش دولت افغانستان درراه اندازی این تظاهرات علیه سفارت پاکستان مشهود است . "حکومت افغانستان به اقدام پاکستان ازمجرای دیپلماتیک اعتراض کرد اما به آن اکتفا نکرد، تظاهرات دستوری علیه سفارت پاکستان درکابل به راه انداخت وبه تظاهرکنندگان اجازه داد تادرسفارت پاکستان داخل شده بیرق آن را فروآورند وتوهین کنند. درقندهاروجلال آباد نیز چنین رویه ای دربرابر قونسل خانه های پاکستان صورت گرفت.نشراین اخبارهیجان بزرگی درپاکستان برپاکردوتظاهرکنندگان به قونسل خانه افغانستان در پیشاور حمله بردند.قونسل افغانستان که اهمیت مطلب را درک نکرده بود،به زودی آثار تعرض بر قونسل خانه را ازبین برد،درحالی که کارمندان سفارت پاکستان درکابل، تعرض برسفارت وتوهین به بیرق را درتمام جهان اعلان کردند وآثارآن را به هیئت دیپلماتیک درکابل ارائه نمودند."(20)

پاکستان برای مقابله باخطراتی که باآن مواجه بود سیاستی همسو باغرب رادرپیش گرفت. درمقابل افغانستان به سمت شوروی تمایل پیداکرد." ازسال 1951 تاسال 1958 حکومتهای کم دوام در پاکستان حکمرانی کردند که نتوانستندبا آوردن قانون اساسی واجرای انتخابات عمومی، نظام دولتی را درآن کشوراستقرار بخشند. درزمینه سیاست خارجی، این حکومت ها قدم به قدم به آمریکا و انگلستان نزدیک شده دراتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیامعروف به سیاتو واتحادیه کشورهای مرکزی معروف به سنتو شرکت نمودند. هدف شان از این اقدامات، جلب کمکهای نظامی ومالی جهان غرب درمنازعه آن دولت باهندبرسرمسئله کشمیر وبا افغانستان در مورد پشتونستان بود، بر اثر آن درسال 1956 اتحادیه سیاتو که آمریکا هم عضو آن بود، خط دیورندرا به عنوان سرحد بین المللی پاکستان اعلان نموده به این صورت پشتیبانی خودرا از پاکستان دربرابرادعای افغانستان ابراز داشت." (21)

تاریخ روابط سیاسی پاکستان وافغانستان روایتگر اتفاقات و رویدادهایی است که تعامل دو کشور را از جهت های مختلف تحت تاثیر قرار داده است وبیانگراین واقعیت است که دو کشورهمواره در تلاش بوده اندکه درصورت فراهم بودن فرصت در راستای تضعیف دیگری وتآمین منافع خود قدم بردارند وهرگاه در تنگناها وبه بن بست های سیاسی گیرکرده اند راه مذاکره را در پیش گرفته تابتوانند دریک فضای آرام فرصت تازه ای برای ضربه زدن به دیگری پیداکنندکه چنین رویکردی برخلاف حسن همجواری است،متاسفانه دوکشوردربرخوردبایک دیگرسیاست فرصت طلبی رادر پیش داشته اند.در دوره صدارت داوود خان پس ازآن که تنشهای موجود به شدت بر روابط دو کشورسایه افکنده بود ودوهمسایه راتا سرحدجنگ وبرخورد فیزیکی نزدیک ساخته بود باروی آوردن دوطرف به مذاکره، وضعیت، بهبود نسبی پیداکرد." سال 1335 که فرا رسید روابط دو دولت روبه بهبود گذاشت وپادشاه افغانستان ازژنرال اسکندر میرزا رییس جمهور پاکستان دعوت کردتا به کابل بیاید ورییس جمهورهم این دعوت راپذیرفت و درتاریخ 16 اسد 1335به کابل واردشد.

براین اساس بودکه محمدداوودخان، صدراعظم افغانستان درسوم آذرماه 1335 به کراچی مسافرت کردومذاکرات مفصلی را بامقامات پاکستانی انجام داد دراین سفر مقامات پاکستانی انعطاف زیادی نشان دادند وبه داوودخان فرصت دادند تامسئله پشتونستان راتاآنجا که می خواهد پیش بکشد. دولت پاکستان حتی حاضرشد تا دربیانیه مشترک صادره بین نخست وزیران دوکشور از مسئله پشتونستان به عنوان مشکل سیاسی بین دوکشورنام برده شود دراین بیانیه آمده بود: « مذاکرات صمیمانه طرفین ثابت نمودکه این مذاکرات برای فهمیدن نظریات یکدیگر درباب پشتونستان که موضوع مذاکرات بین صدراعظم افغانستان واولیای امورپاکستان بوده، اساسا مفید بوده است و حکومتهای هردوکشورآرزودارند مساعی خویش را برای رفع اختلافات فی مابین دومملکت بوسیله مذاکرات دوستانه ادامه دهند.» "(22)

بحران ایجادشده بین دوکشوربامذاکراتی که صورت گرفت کاهش نسبی پیداکرد وزمینه برای گفتگوهای دوجانبه برای بیرون رفت ازمخاصه فراهم گردید."پس ازمذاکرات طولانی ، بالاخره حکومت مجبورشد بیرق پاکستان را توسط هیئت مختلط دوکشور برفراز سفارت کبری پاکستان درکابل وقونسل خانۀ آن درجلال آبادبرافرازد و درمقابل بیرق افغانستان با تشریفات مشابه در قونسل خانۀ آن  درپیشاور برافراشته شد."(23)

مذاکرات برای رفع خصومت هابین دوکشورجریان پیداکرد اما دوطرف با بدبینی نسبت به یک دیگر نگرسته وهمواره درصدد مغلوب ساختن طرف مقابل بود،برهمین اساس است که " به دنبال حل مسئله بیرق، حکومت افغانستان لویه جرگه را درسال1955 درکابل منعقد ساخت وموضوع پشتونستان را با ضرورت خریداری اسلحه ازخارج جهت تقویت اردو،به آن پیشنهاد کرد. اعضای جرگه به صورت دست چین انتخاب شده بودند، به ریاست محمدگل خان مومند از20تا25 ماه نوامبر درکابل اجلاس نموده وپیشنهاد های حکومت را درباره دنبال نمودن مسئله پشتونستان با وسایل ممکن وبه دست آوردن سلاح ومهمات حربی ازهرکشوری که میسرشود تصویب کرد.(24)

در دوره صدارت ده ساله داوودخان درحدودسه سال این دوره، مذاکره به جای مخاصمه  در روابط سیاسی دوکشورحاکم گشت وتلاش هایی برای پایان دادن به کشمکشهای سیاسی بین دوکشور صورت گرفت، در راستای مذاکرات دوجانبه "سهروردی نخست وزیرپاکستان درتاریخ 18خرداد ماه 1336 به کابل مسافرت کرد ومذاکرات مثبتی را باهمتای افغانی خود انجام داد. درپایان این مذاکرات هم بیانیه مشترکی ازسوی نخست وزیران دوکشورانتشاریافت که درآن، ضمن اشاره به وجود مسئله ای به نام پشتونستان، به ادامه همکاری درسایرزمینه هاتاکیدشده بود."(25)

گرچند گفتگوهای دوطرف به حل معضلات موجود بین دوکشورمنتهی نشد ولی ازتیره ترشدن روابط دوجانبه جلوگیری کرد وبرای مدت زمان محدودی به عادی سازی روابط افغانستان و پاکستان کمک کرد ودوطرف حاضرشدندمذاکرات را درعالی ترین سطحی ازمقامات ادامه دهند، براین اساس " ماههای آخر سال 1336 هم شا هد دیدارظاهرشاه ازپاکستان بود وپادشاه افغانستان در12 همین ماه به کراچی رفت و درمدت پنچ روزاقامتی که درپاکستان داشت زمینه را برای بهبود هرچه بیشتر روابط فراهم کرد. درسال1337ملاقاتهای دوسال گذشته سران دوکشورنتیجه داد و موجب شد تا موافقتهای اقتصادی مهمی بین طرفین منعقد گردد.

درتاریخ 3جوزای سال 1337 هیئت عالی رتبه اقتصادی پاکستان به سرپرستی امجدعلی وزیر دارایی پاکستان به کابل وارد شد وموفق به عقد قرارداد ترانزیتی بادولت افغانستان شد دراین قرار داد پیش بینی شده بودکه محل ومحوطه مخصوصی دربندرکراچی ودرایستگاه راه آهن آنجا در اختیار دولت افغانستان گذاشته شود وازمال التجاره های افغانی درسراسرخاک پاکستان مالیات گرفته نشود." (26)

دراین دوره زمینه های گفتگوبین افغانستان وپاکستان فراهم گردیده بود، ولی پافشاری دوطرف بر منافع ومواضع خود ازیک سو و عوامل تأثیرگذاربیرونی ازسوی دیگر باعث می شد که اختلافات سرجای خود باقی بماند وگفتگوها حاصل چندانی درپی نداشته باشد.

" دربین سالهای 1955و1958 امکانات واقعی جهت یافتن راه حل سیاسی بین دوکشور وجود داشت، زیرا پس ازحل شدن مسئله بیرق، زمامداران پاکستان اسکندرمیرزا و سهروردی درسال های 1956و1957 درفضای مساعدتری به کابل مسافرت کردند ومحمد داوودخان درسال 1956 به کراچی و درسال 1958 به واشنگتن رفته و دراین باب گفتگو نمود. اماهردو جانب با پافشاری برمواضع خود این فرصت مناسب راازدست دادند. درسمت پاکستان یقینا حمایت کشورهای غربی خصوصا آمریکا درسخت گیری آن دخیل بوده است، اما درسمت افغانستان علاوه بر تحریکات روسیه وهند هردو به خرابی مناسبات افغانستان با پاکستان علاقه مند بودند، فقدان نصب العین وخط حرکت ثابت و وجود تناقضات درونی مانع رسیدن به نتیجه گردید.(27)

روابط دوکشورکه چند سالی حالت عادی پیداکرده بود باردیگربحرانی گردید و اختلافات ازسر گرفته شد کافی بود یک اتفاق جزئی روند عادی شدن روابط دوکشوررا مختل سازد." این دوره آرامش نسبی هم درسال 1961 دراثربرخورد بین دوفیودال محلی، خان جندول وخان شارک که اولی ازجانب افغانستان ودومی ازطرف پاکستان حمایت می شدند،پایان یافت. مراحل اولی این بحران در پرده ابهام مستور است اما درماه می سال مذکورحکومت پاکستان ازمداخله افراد اردوی افغانستان که مدعی بودبالباس ملکی به طرفدارای ازخان جندول به آن کشورداخل شده اند شکایت کرد و برمسافرت کوچیان افغانستان در پاکستان قید پاسپورت وضع نمود.

هرچندحکومت افغانستان از ارسال افراد نظامی به ماورای خط دیورند انکار ورزید، لیکن درماه اکتبرزدوخوردهای جدید در منطقه سرحد واقع، بین کنروباجَوُر رخ داد. دریکی ازاین برخوردها افرادبه ظاهرغیرنظامی اما مسلح افغانستان که به عنوان شرکت درجرگه قومی از سرحدگذشته وبه باجور رفته بودند، موردحمله قبائلیان طرفداران پاکستان قرارگرفته وبادادن تلفاتی که تعداد آنان پانصد نفرتخمین زده شده است، به افغانستان بازگشتند.قبائلیان پاکستانی به تعقیب آنان به خاک افغانستان داخل شده تاکنار رودخانه کنردربرابراسمارپیش آمدند.حکومت که از این مسئله سخت سراسیمه شده بود، باعجله وشتاب، غلام فاروق خان عثمان نایب الحکومته ولایت شرقی رابه عنوان مسئول حادثه ازوظیفه اش برکنار ساخته وبه جای اوخان محمدخان معاون رییس ارکان حرب رابه آن ولایت فرستاد،وی موفق شدکه با واردنمودن فشارهمه جانبه اما بدون خون ریزی مزید،پاکستانیهارا ازخاک افغانستان خارج سازد ودفع الوقت، بحران پایان یافت." (28)

اما پاکستان تلاش کرد تا ازاین ماجرابه نفع خود بهره برداری کند ودولت افغانستان رابه دخالت در امورپاکستان متهم سازد وازطریق مجامع بین المللی آن را تحت فشارقرار دهد." حکومت پاکستان نمایندگان رسانه های بین المللی را درمنطقه ای که زدوخورد درآن رخ داده بود،برده اسلحه ای را که افغانان به جا گذاشته بودند باافراد اردوی افغانستان که گفته می شد قبائلیان اسیرکرده بودند که تنها یک نفر ازسران قبایل به نام پاچاگل معادل 170 میلیون افغانی اسلحه ومهمات وسایراشیا مثل ساعت ورادیو وامثال آن ازجانب افغانستان دربین مردم سرحد به مقصد تحریک علیه پاکستان توزیع کرده است." (29)

پاکستان تنها به این اقدامات اکتفا نکرد و دست به اتخاذ سیاست هایی زد که واکنش تند افغانستان را درپی داشت ودرنتیجه به قطع روابط دوکشور منتهی شد." درحالی که این حوادث درمنطقه قبایلی باجور درجریان بود وجنگ تبلیغاتی موجودبین دوکشور شکل اعلامیه نظامی کشورهای متحارب را اختیارکرده بود،دولت پاکستان درماه آگوست، امربسته شدن قونسل خانه ها و وکالت تجاری های افغانستان را درپیشاور وکویته به عنوان مداخله کارمندان آن درامورداخلی پاکستان صادرنمود. درجواب حکومت افغانستان توسط یادداشت مورخ، 30 ماه آگوست پاکستان را به قطع مناسبات سیاسی تهدید کرد وچون آن دولت برتصمیم خودپافشاری نمود، افغانستان در3 سپتامبر سرحدرا مسدودساخته به دنبال آن مناسبات سیاسی اش راباپاکستان قطع کرد.(30)

داودخان در دوره صدارت خودبیش ازهرحاکم دیگر مسئله پشتونستان رامطرح کرد ، دراین دوره چند سالی روابط عادی بین دوکشورحاکم بود ولی عمر بیشتر صدارت داوودبه کشمکش سپری شد."اوضاع روبه بهبودسیاسی افغانستان وپاکستان چندان به طول نه انجامید وباتغییر اوضاع در پاکستان وارد دورۀ جدیدی گردید.وقتی ژنرال ایوب خان در پاکستان، قدرت رابدست گرفت دولت مردان افغانستان در بُهت وسکوت عجیبی فرورفتند. زیراکلیۀ سردمداران حکومت جدید پاکستان پشتون نژاد بودند وبه این ترتیب افغان هادیگرمستمسکی برای این که استدلال نمایندحقوق پشتونها پایمال شده نداشتند وبایددرمورد مسئله پشتونستان رویۀ جدیدی اتخاذ نمایند،ازطرف دیگر ایوب خان سیاستی مخالف اسکندرمیرزارادر پیش گرفته بودوازهرگونه انعطاف درمسئله پشتونستان خود داری میکرد واین موضوع هم افغانهارا وامی داشت تا درسیاست خودتغییراتی بدهند." (31)

مطالب فوق بخوبی نشان می دهد که روابط سیاسی پاکستان وافغانستان دردوره صدارت داوود خان فراز وفرودزیادی راپشت سرگذاشته است وگویای این واقعیت است که داوود خان موضع انعطاف ناپذیرو سختی رادرقبال پاکستان داشته است.

3 - روابط سیاسی دوکشور در دوره مشروطیت

روابط سیاسی افغانستان و پاکستان دردوره مشروطیت نیز دچارنوسانات بوده است اما نه به اندازه دوره صدارت محمدداوودخان."بدنبال استعفای محمدداوودخان ازصدارت، محمد ظاهر شاه، دکتر محمدیوسف رابه سمت صدارت عظمی افغانستان منصوب، ومأمورتشکیل کابینه کرد. دکترمحمد یوسف در22 حوت(اسفند) 1341اعضای کابینه خودرامعرفی نمود ودر هنگام اعلام برنامه خود بازبرمسئله پشتونستان تکیه کرد اما این بار بابیانی نرمتر ولحن آرامتر، وی همچنین برقراری مجدد روابط باپاکستان راجزء برنامه های دولت خود دانست وازمساعی که دولت ایران دراین راه کشیده بود تقدیر وتشکرنمود.(32)

سردمداران سیاسی افغانستان در دوره مشروطیت، سیاست معتدل تری نسبت به پاکستان اتخاذ کردند وتلاش کردند روابط افغانستان باپاکستان به حالت عادی برگردد." استعفای محمدداوودخان ازنخست وزیری به هردلیل که بود،بلوای پشتونستان، بعدازرفتن اوفروکش کردوپاکستان و افغانستان باردیگر بسوی مناسبات عادی روی آوردند.(33)

در دوره مشروطیت، دولت ایران نیزتلاش های گسترده ای برای بهبود روابط پاکستان وافغانستان انجام داد تابتواند با ایفای نقش میانجی به عادی سازی روابط افغانستان وپاکستان کمک کند." در تاریخ 25 حوت 1341 عباس آرام وزیرامورخارجۀ ایران طی نامۀ به دکترمحمدیوسف صدراعظم و وزیر امورخارجۀ افغانستان ازوی خواست تانظریات خودرا درمورد مصالحه با پاکستان و اظهارات وزیرخارجۀ آن کشوررا به اطلاع وی برساند. آقای محمدذوالفقاری سفیرکبیر ایران درکابل این نامه رابه دکترمحمدیوسف تسلیم کرده وازوی خواست تابادقت بیشتری نسبت به سلف خود درمورد رابطه باپاکستان برخوردنماید.(34)

اقدام ایران برای آشتی دادن پاکستان وافغانستان مفید واقع شد وکمک کردکه روابط دوکشور روبه بهبودرود." ملاقات سفیر ایران باصدراعظم افغانستان تأثیربه سزایی درروند بهبود روابط افغانستان و پاکستان داشت وموجب شدتاعباس آرام درتاریخ24حمل 1342 طی نامه ای ازدکترمحمدیوسف بخواهد تا نمایندگانی رابرای مصالحه باپاکستان به تهران گسیل دارد.(35)

تلاشهای ایران دوطرف را متقاعد ساخت که  برای رفع اختلافات شان راه گفتگورا درپیش گرفته و پادرمیانی ایران راقبول کنند.بعد ازاستعفای داوود ازمقام صدارت، نظام سلطنتی افغانستان گام هایی رادرجهت مشروطیت برداشت.دکترمحمدیوسف پس ازاعلام اعضای کابینه اش  در13مارچ 1963 دومسئله رادردستورکارخود قرارداد، یکی مسئله تدوین قانون اساسی جدید بود. دیگری بهبود روابط افغانستان با پاکستان، این مسئله نشان می دهد که بهبود روابط افغانستان با پاکستان مهم بوده است ." درقدم اول در28 مارچ، صدراعظم، تعیین هیئت هفت نفری راجهت تهیه مسوّده قانون اساسی جدید به ریاست سیدشمس الدین مجروح وزیرعدلیه اعلان نمود ودر آخر ماه می، حکمیت شاه ایران رادر رفع اختلافات افغانستان وپاکستان پذیرفته وهیئتی به ریاست سیدقاسم رشتیاوزیراطلاعات، به تهران فرستاد. این هیئت زیرنظرشاه ایران با هیئت پاکستانی به ریاست ذوالفقارعلی بوتووزیرخارجۀ آن کشور،درباره حل اختلافات دوکشور مذاکره نموده ودر پایان گفتگوی کوتاه واماقاطع،طرفین موافقت کردندکه مناسبات سیاسی رادوباره بین کشورهای شان برقرارساخته وترانزیت را ازسربگیرند.درنتیجه این موافقت اختلافات دوکشور درمسئله پشتونستان به جای خودباقی ماند، اما دوطرف به این امرتوافق کردند که نگذارند مسئله مذکور برمناسبات شان درسایرموارداثرمنفی واردکند.(36)

مذاکرات دوکشور که دراواخرماه می سال 1963درتهران انجام شدکمک زیادی به بهبود روابط افغانستان وپاکستان کرد." هیئت های دوکشوردرمذاکرات شان توافق کردند،که تبلیغات خصمانه ومسئله پشتونستان راازرسانه های گروهی خود لغوکنند، سفارتها وکنسولگری ها ونمایندگی های تجاری مانند گذشته بازگشایی شود، هردوکشورپذیرفتندکه اختلافات روی مسئله خط دیورند و مسئله پشتونستان ازدیگر مسایل که مربوط به روابط سیاسی ، اقتصادی و تجاری میان دوکشور جریان دارد، جداباشد.(37)

بعدازانجام مذاکرات طرفین درتهران ومثبت بودن نتایج گفتگوها، شاه ایران که میانجیگری دولتش بین افغانستان وپاکستان موثرواقع شده بوداعلامیه ای به شرح زیرصادر کرد:

«باکمال مسرت اعلام می شود که دراثرمساعی مداوم من برای استقرارمجدد روابط بین افغانستان وپاکستان نمایندگان طرفین برای مذاکره واخذ تصمیم به تهران دعوت شدند. در خاتمه مذاکرات موافقت خودشان را اعلام داشتندکه روابط سیاسی وکنسولی وبازرگانی فیما بین رامجدداً برقرار سازند، برای من بعنوان دولت وخیرخواه هردوکشورهمسایه ودوست، مایه کمال خوش وقتی است که دولتین افغانستان وپاکستان به اخذ این تصمیم نایل گردیدند. امیدوارم همین روح همکاری و صمیمیت وتشریک مساعی که درمذاکرات تهران مشهود گردید درروابط دوستانه آینده دوکشور همسایه حکم فرماباشد وروز به روز تحکیم یابد».(38)

روابط سیاسی افغانستان وپاکستان در دوره مشروطیت یعنی ازسال 1963 تا1973 یک دوره نسبتاً آرامی راسپری می کند. اما این آرامش دوام پیدانکرد باسقوط نظام سلطنتی چهل ساله ظاهرشاه وروی کارآمدن داوودخان، روابط سیاسی افغانستان وپاکستان باردیگر فراز وفرود های زیادی پیدا کرد.

4- روابط سیاسی دوکشور در دوره جمهوری داوودخان

داوودخان که درسال 1963 ازمقام صدارت خودراکنارکشیده بود مدت ده سال را در رؤیای برگشت به قدرت سپری کرداوکه بااستعفا،قدرت را ترک کرده بود سرانجام باکودتا به قدرت برگشت. " درروز17ژوئیه 1973/26 سرطان 1352 طرح کودتای داوودخان به مرحله اجرا درآمد،  این کودتا با حمایت حزب خلق افغانستان- شاخه پرچم- انجام شد.کودتا بدون خون ریزی وبدون مقاومت نیروهای مسلح شاه صورت گرفت وحکومت چهل ساله ظاهر شاه سقوط کرده وبه پیروزی داوودخان منجرشد. نظام سلطنتی ظاهرشاه بعد ازچهل سال، دریک روزفروریخت و داوودخان دراولین بیانیه اش که ازرادیو کابل پخش شد، طرزحکومت خود را «جمهوری» اعلام داشت.(39)

داوود که درگذشته هم موضع آشتی ناپذیری درقبال پاکستان داشت پس ازکودتاوقتی دو باره به قدرت رسید با سیاستهای اوباردیگر روابط افغانستان وپاکستان دچارآشوب گردید. " داوودخان همین که براوضاع مسلط شد،مسئله ادعای افغانستان درباره پشتونستان«خط دیورند» را ازنو مطرح کرد که این امرباعث تنش بین دوکشور وتیرگی روابط میان کابل واسلام آبادگردید" (40). داوود دراولین نطق رادیویی خود پس ازکودتایی که منجر به قدرت رسیدن وی گردیددرمورد سیاستهایش درقبال پاکستان اظهارداشت: « درمورد روابط باپاکستان که یگانه کشوری است که روی  قضیۀ پشتونستان با آن اختلاف سیاسی داریم وتا کنون  به حل آن موفق نشده ایم، سعی دایمی ما برای یافتن راه حل قضیه پشتونستان ادامه پیدا خواهدکرد.» (41)

مسئله پشتونستان ازسیاستهای اصلی داوود در دوره جمهوریت به حساب می آید، وی این مسئله راباجدیت  موردپیگیری قرار داد." داوود خان پس ازکودتای 17 جولای 1973 وقتی که به قدرت رسید ونظام جمهوری را ایجادکرد، مسئله پشتونستان را مورد تأکید قرارداد وپیگیری آن رایکی از سیاستهای دولت خود عنوان کرد. باوجود این اظهارات محمد داووخان، ذوالفقارعلی بوتو رییس جمهوری پاکستان، دولت جدید افغانستان را به رسمیت شناخت وحتی ازداوودخان برای شرکت سران اسلامی درلاهور دعوت نمود.(42)

داوود نه تنهادرقبال پاکستان موضع سخت گیرانه ای را اتخاذ کرده بود که برای تحت فشارقرار دادن پاکستان ازاقدامات عملی هم دریغ نکرد." داوودخان باوجود گفتارو اظهارات خویش مبنی برحل عادلانۀ قضیۀ پشتونستان دراولین سال های نظام جمهوری آگاهانه ویانا آگاهانه، عده ای ازرجال و شخصیت های معروف پشتونستان مانند خان عبدالولی خان، اجمل ختک وغیره را به کابل دعوت کرده وبرای آنهاپول واسلحه، فراوان تهیه کرد.

عده ای ازجوانان وشورشیان بلوچ را درنواحی قندهارتحت تعلیم وتربیت نظامی قرارداد و یک کمپ تعلیم وتربیۀ نظامی برای جوانان پشتونستانی در دامنه کوه ولایتی، نزدیک سیاه بینی کابل، تحت نظارت گارد جمهوری برپانمود. آنها، مدت دوماه دراین کمپ تحت تعلیم وتربیت نظامی قرارگرفتند وبعداً به پاکستان فرستاده شدند." (43)

با به قدرت رسیدن دوبارۀ داوودخان تلاشها وفعالیتهای که دردوره مشروطیت برای بهبود روابط دوکشور صوردت گرفته بود نادیده انگاشته شد وتیرگی برروابط افغاستان وپاکستان سایه افکند.  " مناسبات افغانستان  وپاکستان که در دورۀ مشروطیت به سوی عادی شدن گرایش داشت، پس از اعلان جمهوریت درمرحله نخست دوباره روبه وخامت رفت. اعضای پرچمی حکومت اصرار داشتند که دولت شکل ادعای خود را ازمطالبه حق تعیین سرنوشت برای مردم سرحد، به تقاضای الحاق مناطق موردنظربه افغانستان تبدیل نماید.هرچند رییس دولت در برابر این پیشنهاد مقاومت نمود،اما گسترۀ ادعا ازحقوق پشتونها به حقوق پشتونها وبلوچها توسعه یافت که حل آن را مشکل می ساخت.

اتفاقاً دراین وقت کنفرانس سران کشورهای اسلامی درلاهوردایرگردیدکه موضوع بحث درآن مسئله تصرف اسرائیل برشهربیت المقدس بود. محمدداوود ازشرکت درکنفراس خود داری کرد وعبد الرحمان پژواک رابه شرکت درآن مأ مورساخت. پژواک دربیانیه اصلی اش پس از اظهار نظر برموضوع موردبحث، مسئله اختلاف افغانستان راپاکستان مطرح ساخته وتوجه شرکت کنندگان مجلس را به شورش بلوچ ها درپاکستان که به گفته او امنیت منطقه را باخطر مواجه ساخته بود، جلب کرد.(44)

البته درقبال اقدامات داوود، پاکستان نیزبیکارنه نشست و دست به کارهای تلافی جویانه زد." در زمان داوودخان، تحریک اسلامی افغانستان درداخل کابل تصمیم به یک عمل کودتاگرفت (درسال 1353) واین کودتا قبل از این که عمل کند، افشا شد. وقتی که افشاشد، دولت تصمیم گرفت که کودتاچیان رادستگیر کند.رهبران وفعالان نهضت اسلامی پس از شکست کودتا،در پاکستان مورد استقبال وحمایت آن کشور قرارگرفتند. حکومت ذوالفقارعلی بوتوفرصتی طلایی به دست آورده بود،تا افغانستان که اینک به میدان جنگ سرد مبدل می شد. وهمچنین ازدشمن دیرینۀ پاکستان، محمدداوود درکابل انتقام گیرد.

فضل غنی مجددی یکی ازفعالان نهضت اسلامی که با مقامات پاکستان تماس داشت، آن روزها را اینگونه به خاطرمی آورد: درپاکستان چون ذوالفقارعلی بوتو علایق نزدیکی بارژیم داوودخان در وقت صدارتش نداشت، ازاین جوانان استقبال کردکه بتواند ازآنها به عنوان نقطه فشار،علیه داوود خان استفاده کند.جوانان مسلمان هم چاره ای جزاین نداشتند،چون درخاک پاکستان زندگی میکردند، دست به بعضی اعمال در داخل خاک افغانستان زدند، که به نفع داوودخان وضرر جوانان مسلمان تمام شد." (45)

داوودخان چه در دورۀ صدارت وچه در دوره جمهوریت اش دردسرسازترین حاکم افغانستانی برای پاکستان بود وموضع گیری های سرسختانه او،پاکستان راباچالش های زیادی مواجه ساخته بود." داوودبارها به مسئله « پشتونستان» دامن زد وخواهان خودمختاری برای نواحی پشتون نشین شمال پاکستان شد که قبل از الحاق به هندِ بریتانیا،  به افغانستان تعلق داشت.کابل به مخالفان ایالت مرزی شمال غرب پاکستان پول واسلحه می داد ونخست وزیرپاکستان،ذوالفقارعلی بوتو، درتلافی این اقدامات، جنگجویان واقلیتهای قومی مخالف رژیم داوود را حمایت می کرد.بوتو در اواخر 1974گفته بود: مانقاط ضعف آنهارا می دانستیم وآنها ازمارا. غیر پشتونهای آنجا،ازسلطۀ پشتونها نفرت داشتند.بنابراین مااز وسایل خوداستفاده کردیم تاداوود مشکلات مارابیشترنکند."(4۶

داوود تلاش کرد اختلافات افغانستان وپاکستان را درسطح جهانی مطرح سازد ودراین راستا خواستار ایفای نقش سازمان ملل شود."سردارداوود درتعقیب ادعای خود درتاریخ 16سنبله 1353 مطابق7 سپتامبر1974م نامه ای خطاب به کورت والدهایم،دبیرکل سازمان ملل متحد فرستاد و از وی خواست تانسبت به ظلمهایی که دولت پاکستان نسبت به آزادی خواهان بلوچ می کندتوجه بیشترنماید.نامه سردارداوود، خشم ذوالفقارعلی بوتورا برانگیخت وباعث شدتاوی نامۀ جوابیه ای به دبیرکل ملل متحد ارسال نماید."(47)

 بوتو درنامۀ خودسردارداوودرابه استبداد وعدم پای بندی به اصول دموکراسی متهم ساخته بود.ازسوی دیگرکشمکشهای مداوم، افغانستان وپاکستان را به شدت آزرده ساخته بود، کم کم زمینه  برای بهبود روابط بین دوکشورفراهم شده بود. " درسال 1355 روابط افغانستان وپاکستان وارد دوره جدیدی شد و بهبود جدی دراین روابط حاصل گشت.آغازسال 1355 مصادف بود باسیل و زلزله های شدید در افغانستان که تأثر وتأسف تمام جهانیان را برانگیخت. بدنبال بروز این مصائب طبیعی، بوتو دریک بیانیۀ رادیویی نسبت به این حوادث اظهارهمدردی کردوکمک هایی هم گسیل داشت. بدنبال این اقدام وزارت امورخارجه افغانستان درتاریخ 17 ثور(اردبهشت ماه) اعلامیه ای به شرح زیرصادرکرد:

« ازچندی به این سو ملاحظه میشود که حکومت پاکستان تبلیغات رادیویی خودراعلیه افغانستان تخفیف داده وهمدردی هایی درحوادث سیلاب وزلزله اخیر افغانستان به عمل آورده است که حکومت  افغانستان آن رایگ گام مثبت تلقی می کند وبنابراین حسن نیت، وبرای حل مسئله ذات البین، ازطرف محمد داوود رییس دولت به شارژدافر سفارت افغانستان در پاکستان هدایت داده شد تا ازبوتو دعوت به عمل آورد که به افغانستان سفرکند.»

ذوالفقارعلی بوتو این دعوت راپذیرفت ودرتاریخ هفدهم جوزا(خردادماه) مطابق هفدهم جون 1976 واردکابل شد وچهار روز درافغانستان اقامت کرد. درمدت چهار روز اقامت رهبرپاکستان در افغانستان مذاکراتی بین وی با مقامات افغانی صورت گرفت که در هیچ کدام ازآنها اسمی ازمسئله پشتونستان برده نشد وبدین ترتیب روابط دوکشور روبه به بهبود گذاشت واز خصومت آنها به مقداربسیارزیادکاسته گردید. دوماه بعد ازمسافرت بوتو،داوودخان به پاکستان رفت ودراین سفرقدمهای مثبتی در راه عادی شدن روابط دوکشوربرداشت.(48)

دراین دوره نیزسردمداران سیاسی دوکشور،گام هایی رابرای رفع خصومت ها برداشته اند ودو کشورنسبت به یک دیگرانعطاف نشان داده است. آقای صمد غوث دربارۀاقدامات صورت گرفته دراین موردمی گوید: « قراربود پاکستان رهبران حزب عوامی ملی را از زندان رهانموده وحقوق فدرال ایالت های سرحد شمال غربی وبلوچستان را تصدیق نماید و درمقابل این اقدام، دولت افغاستان پایان یافتن ادعایش را دربارۀ پشتونستان ازطریق لوی جرگه اعلان کند وخط دیورند را به رسمیت شناسد». (89)

تاریخ روابط افغانستان وپاکستان نشان می دهدتلاشهای زیادی برای بهبود روابط دوکشورصورت گرفته است، اما این تلاش ها پایان بخش اختلافات نبوده است.اینبارهم گام های که برای بهبود روابط سیاسی دوکشوربرداشته شده بود پس ازروی کارآمدن ژنرال ضیاء الحق به بن بست رسید.

" کودتای نظامی ژنرال ضیاءالحق مانع شدتا این موافقت به مرحله اجرا درآید، ولی اثری بر روابط روبه بهبود افغانستان وپاکستان وارد نکرد.رهبرجدید پاکستان دراکتبر1977(مهرماه) 1356 به کابل سفرکرد، سردارداوودهم مجدداً ازپاکستان بازدیدکرد ودراین سفربا استقبال بی نظیرمردم پاکستان روبرو گشت." (50)

سفرداوودخان برای انجام مذاکره باحاکم جدید پاکستان درحمل 1357برابر باآوریل 1978صورت گرفت." مسئله ومشکل اساسی دولت افغانستان باپاکستان، مشکل جابجایی مرزها وبخصوص مسئله پشتونستان بود که داوودخان آن رابخش حتمی افغانستان می دانست. بعدازآمدن ضیاءالحق به کابل ودیدارهایی که رخ داد، طرفین به تفاهم رسیدند که معضل پشتون ها ومسایل سرحدی ازطریق مذاکره حل وفصل شود درحالی که پس ازکودتای سرطان1352 در اولین مسافرت داوودخان به مسکو درهمان نشست اول نیزبرژنف معضل پشتونستان را یادآوری کرده بود.به راستی که در دورۀ دوم حکومت داوود، بازمسئله پشتونستان در رأس مسایل روزبود. دراین دوره،چهارصد خانواده بلوچ ازبلوچستان پاکستان به افغانستان آمده بودندکه درشهرقندهار،درخیمه ها اسکان داده شده بودند، اما با ایجاد تغییر درسیاست داوود، دوباره به بلوچستان عودت داده شدند." (51)

خط دیورند وپشتونستان مناقشه تاریخی درروابط افغانستان وپاکستان

ناپایداری روابط سیاسی افغانستان وپاکستان نشان می دهد که خط دیورند وقضیه پشتونستان چالش اساسی درروابط سیاسی دوکشوربوده است ،مناقشه دیرین دوکشور درموردآن باعث بی اعتمادی بین دوکشور شده ودوطرف رانسبت به یک دیگرحساس ساخته است.دراین بخش از نوشتار،مهمترین چالش تاریخی روابط سیاسی افغانستان وپاکستان، یعنی معضل خط دیورند،مسئله پشتونستان رامرورکرده و تأثیرآن را در ناپایداری روابط افغانستان وپاکستان نشان خواهیم داد.

خط دیورند

یکی ازچالشها درروابط افغانستان وپاکستان خط دیورنداست، بایددید خط دیورند چیست و چگونه دوکشوررا رو در روی هم قرارداده است. خط دیورند براساس سیاست های استعماری ایجادشد وتبدیل به چالش بزرگی درمنطقه گردید.استعمار تلاش کرد شرایط رابه گونه ای فراهم سازد که این خط راپدیدآورده وازآن به نفع خود استفاده کند." انگلیسی ها،برای آن که معاهده دیورند راپیش کشنداوضاع رابه نفع خود درطول سرحدات افغانستان مغشوش ساخته وباعث خون ریزی های بسیاری بین اهالی گردیده بودند وسعی می کردند که دراصلاح این فتنه ها بیشترخودشان را مصلح وخیرخواه مردم نشان دهند." (52)

فشارهای استعماری ازیک سو ،بی کفایتی ،وابستگی وخیانت امیرعبدالرحمن خان ازسوی دیگر زمینه انعقادمعاهده دیورندرافراهم کرد. عبدالرحمن بدون درنظرداشت پیامدهای منفی این معاهدۀ ننگین به راحتی درمقابل انگلیس کوتاه آمد وباعث شدکه این معضل تاریخی پدیدآید.

" دیورند همراه هیأتی برای به امضارساندن خط دیورندواردکابل شدودرحدود40روزدرآنجااقامت گزید. پیشنهاد انگلیس برای افغانستان این بود: «یابرعهدنامه مرتبه ونقشه مدونه انگلیس، امضاگذاشته شود،ویامناسبات دولتین منقطع وبه عبارت اصلی جنگ طرفین مشتعل خواهدشد، شق سومی وجودنداشت» این بود که امیرعبدالرحمن خان درمعرض امتحان سختی واقع گردید ودرنتیجه نشان دادکه او، طوری که مردم افغانستان انتظار داشتند، شخصیت آهنین وازخودگذری نیست. امیرعبدالرحمن خان درطی مذاکراتی که بادیورندانجام داد ودرافغانستان منتشرنگردید، بلغزید ویک باردیگردرتاریخ، مسئولیت بزرگی بردوش گرفت.اوطبق معمول، بدون رأی گیری ازمردم افغانستان ویانمایندگان آنها وحتی بدون مشورت بامأمورین ودربارخود، براین معاهده امضاگذاشت." (53)

مرحوم غبار می نگاردکه استعمارانگلیس درولایات سرحدی ابتدابه تجزیه ولایات پرداخت و ولایات چترال، سوات، دیر وباجور(درشمال)ریاست های: قلات، مکران ،خاران، لاسبیله، سیبی، پشین دوکی، شوره رود به نام«بلوچستان برتانیوی» (درجنوب) سرحد محکوم: دیره جات، پیشاور، هزاره واتک  سرحد آزاد: تیرا، وزیرستان شمالی، وزیرستان جنوبی، وکرم. انگلیسی ها با معاهده دیورند تمام سرحدات آزادرا  ازافغانستان جدا وبین « خط دیورند» وخط سرحد اداری یاحدودسرحد محکوم، محصورساختند وبر اثرکشیدن جاده، قلب سرحدات آزاد رانیزشکافته وازسرحد محکوم تا« خط دیورند» راه خود رابازکردند.

" تحول مهمی که دردورۀ صدارت شاه محمودخان درصحنه سیاست جهانی رخ داد، آغازعملیات آزادی مستعمرات کشورهای غربی ودرقدم اول نیم قارۀ هند بود،این سرزمین که ازنظرنفوس بزرگترین منطقۀ زیراستعماردرجهان شمرده می شد،درسده هیجدهم زیرسلطه بریتانیاقرارگرفت. در سدۀ بعدی این تسلط درسمت شمال نیم قاره گسترش یافته باتحمیل معاهدات لاهور (1838)، گندمک(1879)، دیورند(1893)، راولپندی(1919)، کابل(1921) برزمامداران افغانستان، یک بخش ازخاک این کشورراهم به مستعمرات بریتانیا درهند الحاق نمود."(54)

"درسال 1893بریتانیایی ها،که کنترل پاکستان امروزی( درآن زمان بخشی از مستعمرۀ بریتانیا درهند) را در دست داشتند؛ بین منطقۀ مستعمره وافغانستان مرزملی مشخصی تعیین کردند. چون این مرزطبق پیمان نامۀ دیورندتعیین شده بود،خط دیورندنامیده می شد. این مرز نیز، مثل بسیاری ازمرزهای دیگرکه در دوران استعمار پدید آمده بود، بدون درنظرگرفتن مردمان ساکن منطقه تعیین شده بود ودر واقع نشان دهندۀ سرزمین هایی بودکه درآن دوران تحت سلطه استعمارگران قرارداشتند. نتیجۀ چنین مرزبندی هایی این بودکه مردمان یک قوم وقبیله معمولاً بین دوکشورتقسیم می شدند، اما درعمل این تقسیم برای آنهامفهومی نداشت. درموردپشتونهاوخط دیورند نیزچنین قضیه ای صادق بود.حوزه تحت نفوذ پشتونها در دوسوی مرزجدیدگسترده بود وآنهاعادت داشتندآزادانه دراین منطقه حرکت کنند. ناگهان پشتونهامتوجه شدند که بین دوحکومت مختلف تقسیم شده اند وپشتونهایی که شهروندیک کشورهستند درکشوردیگربیگانه به حساب می آیند، درحالی که تمام آن منطقه سرزمین اجدادی آنهابود." (55)

انگلیس که سیاستهایش همواره بر تفرقه افکنی استواربود،درقلرومستعمره ای خود اقدام به بزرنفاق می کرد.براین اساس خط دیورندراتبدیل به  معضل برای افغانستان و پاکستان کرد. مرزی ایجاد شد که مردم منطقه، کوچک ترین نقشی درشکل گیری آن نداشتند.خط دیورندبخشی ازسرزمین افغانستان را ازقلمرواین کشور برای همیشه خارج ساخت." درقرن 19م، انگلیسیهای هند،نواحی وسیع پشتون وبلوچ نشین را که درآن زمان بخشی ازخاک افغانستان بود، فتح کردندوبه طوریک جانبه، مرزی راکه« خط دیورند» نام گرفت وسرحدات فعلی افغانستان راتعیین می کند، براین کشور تحمیل کردند.این نواحی بعداًبه پاکستان که در1947م، ایجادگردید واگذارشد.(56)

به این ترتیب این مرزمشکل سازشکل گرفت .خط دیورند ازعوامل  چالش آفرین درروابط افغانستان وپاکستان بوده وهست. تامعضلی به نام دیورند ازطریق توافق و تفاهم دوجانبه حل نگردد تزلزل در روابط سیاسی دوکشور ادامه پیداخواهدکرد.امیرعبدالرحمن که درقتل عام مردم سرزمین خویش شجاعت های زیادی ازخود نشان داده وثبت تاریخ کرده است ولی دربرابرسیاست ها ،سماجت ها ونیرنگ بازی های انگلیس به راحتی کوتاه آمده و انعقادمعاهده دیورند راپذیراگردید.ازآن زمان تاکنون سرزمین افغانستان تاوان خیانت های اورا می پردازند."درددوازدهم نوامبر1893معاهده دیورند بین دولت افغانستان وحکومت انگلیسی هندمنعقدگردیدکه به موجب آن مناطق سوات، باجور، چیتران، وزیرستان،داور وچمن ازافغانستان جداشد وبه حکومت هند ملحق گردید وبه همین جهت بود که بعد هابه مرزموردمناقشه پاکستان وافغانستان مبدل گشت."(57)

آنچه که مسلم است این است که معاهده دیورند بین دولت مردان وقت افغانستان و انگلیس به امضارسیده است.وامیرعبدالرحمن خان به عنوان حاکم افغانستان آن راامضاکرده است،" این معاهده آن گونه که امیر عبد الرحمن وسرمور تیمردیورند گفته اند بارضایت دوطرف امضاشده است. اعضای دربارافغانستان نیز طی بیانیه ای براین معاهده مهرتایید زدند واعلام داشتند:« مردم علی الدوام مطیع امرونهی پادشاه خود امیر عبدالرحمن خان بوده وهربند وبست وپیوند وشکستی که با دول خارجه جهت اصلاح کارفرموده باشدسمعاً وطاعتاًپذیراهستند."(58)

درمورداین که آیا این معاهده جنجالی تحت فشارانگلیس به امضارسیده است یا بارضایت بوده دیدگاه ها متفاوت است برخی تحلیل گران آن راخط تحمیلی دانسته وبرخی که عبدالرحمن رامزدور ودست نشانده وهماهنگ انگلیس می دانندمعتقداندکه عبدالرحمن نه تنهاخودبه عنوان حاکم افغانستان درقبال نقشه های شوم واستعماری انگلیس کاری نکرد که حتی تلاش کردجلو اعتراضات مردمی رابگیرد.

" عبدالرحمن خان توانست که بعد ازمعاهده دیورند، مردم افغانستان رادرجای شان نگه دارد، ولی اعلامیه های اودرسرحدات افغانستان تأثیرگذارنبود ومبارزات ملی دوام پیداکرد."(59)

اقداماتی راکه عبدالرحمن انجام داد نشان می دهد، ایشان دست نشانده انگلیس بوده است نه نماینده مردم افغانستان." بعد ازامیرعبدالرحمن، دوپادشاه دیگرافغانستان برخط دیورندمهرتأییدزدند.امیرحبیب الله خان پسر عبدالرحمن خان(1901) که بدون هیچ پیش شرطی، توافقی راکه پدرش با انگلیسی ها انجام داده بود به رسمیت شناخت؛ وامیرامان الله خان که سعی کرددرازای به دست آوردن استقلال وسیاست خارجی، خط دیورندرابه رسمیت بشناسد که درسال1921 چنین شد.سایرپادشاهان حداقل درظاهر،معاهده دیورندرامحکوم کردند.(60)

گرچند امان الله خان تلاش های نیزانجام دادتا بتواندمناطق ازدست رفته را دوباره به دست آورد، اماتلاش های اودرقبال سیاست های استعماری انگلیس نتیجه ای درپی نداشت وخط دیورندطبق میل انگلیسی ها پدیدآمد.زمانی که هند تقسیم شد این خط بدل به معضل در روابط افغانستان وپاکستان گردید.

" معاهده خط دیورند یکی ازجنجالی ترین،معاهدات است که بین استعمار انگلیس وافغانستان به امضارسیده وبه یکی ازچالش های طولانی مدت منطقوی تبدیل گردیده است. به همین دلیل پذیرش این خط مرزی برای افغانستان بسیاردشواربوده وهنوزهم تن به رسمیت شناختن این خط نداده است."(61)

پشتونستان

پشتونستان که یکی از معضلات تاریخی در روابط افغانستان وپاکستان است از گذشته های دورتاکنون برروابط دوکشورتاثیرگذاربوده است درتمام زمان ها، پاکستان نگران بوده است که مبادا،درافغانستان نظامی حاکم باشدکه این مسئله راتعقیب کندوحتی اکنون پاکستان ازاین بیم داردکه اگر افغانستان ثبات سیاسی خودرا بازیابد ممکن است بار دیگر این مسئله را موردتوجه قراردهد وازاین طریق برای پاکستان مشکل ایجادکند.پشتونستان باتوجه به مسئله ومعضل خط دیورندمورد تجزیه وتحلیل قرارمی گیرد.

"وقتی درسال 1947پاکستان هم به استقلال رسید،این تقسیم بندی مرزی، مشکل عمده ای برای پشتونها به وجودآورد.درسال 1949 افغانستان اعلام کردکه خط دیورند رابه رسمیت نمی شناسد.پشتونهاکه ناحیۀ پشتون نشین پاکستان را « افغانستان غصب شده» می نامیدند، تشکیل کشورپشتونستان را اعلام کردند که شامل قسمت شمال غربی پاکستان وسایر نواحی مرزی غربی می شد.بروزجنگ های داخلی مدتی اجتناب ناپذیر به نظر می رسید، اما هیچ یک ازکشورهای جهان پشتونستان را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت نشناختند و پاکستان سرزمین شرق خط دیورند را تحت نفوذ خودنگاه داشت.کشمکش برسر این موضوع تابه امروزهم ادامه داشته است. (62)

شکل گیری پشتونستان بزرگ رؤیای غیرقابل تحققی بوده است، پاکستان به خوبی به این مسئله واقف است که اگر روزی این رؤیا تبدیل به واقعیت شودباخروج مناطق پشتون نشین ازقلمرواین کشورممکن است موجودیت پاکستان بکلی به خطر بیفتد از این جهت است که پاکستان به هیچ وجه نخواهدگذاشت پشتونستان بزرگ جامه عمل بپوشد،چون با تحقق پدیده ای به نام پشتونستان بخش اعظمی ازخاک این کشور ازدستش خارج می شود.

" پشتونستان که ازچترال تابحردرطول هشتصد میل درکنارۀ راست دریای سند افتاده وجزءطبیعی افغانستان است.ازسال 1810تا1823 مقارن خانه جنگهای برادران محمدزایی درافغانستان، حکومت سیکهای پنجاب به تحریک حکومت انگلیس قسمتی ازاین منطقه رادر دوطرف رودسند اشغال نمود. درسال 1838م، حکومت انگلیس توسط معاهده مثلث لاهور انتزاع بخش های مغلوبه را،رسماً ازشاه شجاع فراری اعتراف گرفت. امامردم افغانستان باکشتن شاه شجاع وانهدام اردوی انگلیس در1841 مفاداین معاهده را ابطال نمودند.درمقابل، امیردوست محمد گذاشت که انگلیس تا ولایت سند وبلوجستان رااشغال نماید وهم بعداز امحای حکومت سیکها وعقب نشینی امیر دوست محمدخان ازگجرات واتک در1849، خودش را وارث وجانشین سیکها در ولایاتی از افغانستان اعلام نماید." (63)

پشتونستان معضل گذشته ،حال وآیندۀ افغانستان است اگراین معضل تاریخی حل ریشه ای واساسی نشودهمچنان بی ثباتی وتزلزل وبحران در روابط دوکشوررا درپی خواهد داشت. افغانستان وپاکستان تاکنون مشکلات زیادی رابه دلیل اختلاف برسر قضیه پشتونستان پشت سرگذاشته اند.وامکانات زیادی رابه دلیل مناقشه وکشمکش درمورد این معضل تاریخی هدرداده اند.

" پشتونستان بزرگ اصطلاحی است که درمناطق پشتون نشین جنوب وشرق افغانستان، مناطق قبایلی، ایالت های شمال غربی وبلوچستان پاکستان رایج است وپشتون هاکه صدها قبیله کوچک وبزرگ راتشکیل می دهندازآن برداشت آرمانی دارند.پشتونستان بزرگ به سرنوشت دوکشورافغانستان وپاکستان مرتبط است وهرگونه تحول درارتباط باآن می تواند معادله قدرت منطقه ای را دربین بخش ازجهان برهم بزند."(64)

سیاست پاکستان درقبال مسئله پشتونستان ازکودتای 7 ثور 1357درافغا نستان تاکنون به گونه ای بوده است که تلاش کرده است بامداخلات مداوم خود درافغانستان، این کشوررا درموقعیتی قراردهد که هرگزمجال مطرح کردن مسئله پشتونستان را پیدانکند برای پاکستان افغانستان مقتدرقابل قبول نیست این کشورافغانستان راضعیف یاوابسته میخواهد، با اینکه دولت افغانستان فعلا مسئله پشتونستان رامطرح نکرده است ولی مسئله پشتونستان به عنوان یک معضل تاریخی همچنان سایۀ خود رابرروابط سیاسی افغانستان وپاکستان گسترانده است.

" سابقه اختلاف افغانستان باپاکستان برسرمسئله پشتونستان به زمان تقسیم هندِ انگلیس به دوکشورهند وپاکستان درسال 1947/1326شمسی بازمی گردد. درآن هنگام حکومت افغانستان مدعی بودکه پشتونهای ساکن دو ایالت مرزی پاکستان(یعنی ایالت مرزشمال غرب وایالت بلوچستان) رانبایستی تنهابرای انتخاب یکی ازدوشق الحاق به هند یاپاکستان مخیرگذاشت، بلکه  به آنان این امکان واجازه رانیزباید دادکه درصورت تمایل بتوانند به افغانستان ملحق شوند ویاکشور مستقلی تشکیل دهند."(65)

درمورد تعیین سرنوشت  مردم پشتونستان رفراندم برگزارشد و رای گیری صورت گرفت که طبق آن پشتون های مناطق سرحدی بایدبه یکی ازدوکشورهندیاپاکستان می پیوستند.که برخی تحلیل گران ازجمله مرحوم غبارازاین رأی گیری به عنوان رأی گیری فرمایشی یادکرده اند. به هرحال این رأی گیری از6تا17جولای 1947درپیشاور انجام شد. " ازسه میلیون نفوس سرحد،کمتر ازسه صد هزار آدم رأی گرفته شد وبدین ترتیب درمقابل هند، پاکستان« اکثریت» رابدست آورد.

حکومت انگلیس هم حکم الحاق صوبه سرحد رابه پاکستان صادرنمود. در14 آگوست، موجودیت پاکستان به شمول ولایت سند، بنگال، بلوچستان وصوبه سرحد (پیشاور ودیرجات) اعلام شد.درحالی که دولت افغانستان عملاً به حیث تماشاچی باقی مانده بود.دولت پاکستان که ازاین وضع دولت افغانستان سوء استفاده نموده بود، جسارت یافت ومتعاقباً دست به امحای هویت ملی افغانها وادغام آنها درملیت پنجاب زد،سپس کابینه ولایتی صوبه سرحد که متکی به اکثریت پارلمانی بود لغوشد، آزادی خواهان افغان درچهارسده گلوله باران گردیدند خانِ قلات وخانِ باجور ونواب امب معزول ومحبوس شده ورهبران مردم در زندان جا گرفتند، مهاجرین پنجابی درمناطق افغانی فروریخت وبالاخره «سرحدات آزاد عهد انگلیس» «جزء لاینفک» پاکستان اعلان شد."(66)

پشت پرده پشتونستان

پشتونستان بزرگ ازیک طرف اگرازرؤیاهای مردم مناطق پشتون نشین لب مرز تلقی می شده و قبایل هم تبارپشتون درپی آن بوده اند ازطرف دیگرانگیزه های سیاسی نیزبه شدت آن را به یک عامل چالشزا در روابط افغانستان وپاکستان تبدیل ساخته است." داوود(هنگام تصدی پست صدراعظمی) تقاضای استقلال برای نقاط تسخیرشده، الحاق پشتونستان به افغانستان وایجاد یک ایالت بلوچ نشین را مطرح نمود که نواحی بلوچ نشین پاکستان وایران رابه باریکه کوچک مجاورآن درافغانستان متصل می کرد.پاسخ های احتیاط آمیز« ظاهرشاه» به رفتارهای تحریک کننده پاکستان با اعضای قبایل پشتون وبلوچ این کشور درطول سال 1973منطق محکمی برای پیروزی داوودبه وجودآورد"(67)

درقضیه پشتونستان اهداف وانگیزه های سیاسی وجود دارد که مقامات دوکشور برای تحقق این نوع اهداف درهیچ شرایطی درمورداین مسئله درمقابل هم کوتاه نیامده اند.حفظ منافع ،دفاع ازتمامیت ارضی، مقابله باعوامل مخل امنیت وگاهی حفظ مقام یا بدست آوردن آن درقالب مطرح کردن مسئله پشتونستان، اهداف وانگیزه های پشت پرده پشتونستان بوده است که برای دوطرف مطرح بوده است. پشتونستان برای پاکستان دارای اهمیت زیادی است.امنیت این کشور،تأمین منافع وحتی تداوم استقلال آن با این مسئله گره خورده است خواست ومطالبات مردم پشتون نشین مناطق سرحدی برای طرفین اهمیت چندانی نداشته است .مقامات پاکستان هم درحال حاضر وهم درگذشته ازمنظرامنیت ملی خودبه مسئله پشتونستان نگرسته اند واهداف وانگیزه های سیاسی خودرانیز درچهارچوب آن جستجوکرده اند.سردمداران سیاسی دوکشور همواره ازاین قضیه درراستای تحقق اهداف خاصی بهره برداری کرده اند وهیچ گاه به فکرسرنوشت مردم این منطقه نبوده اند.ضیاءالحق، حاکم نظامی سابق پاکستان می گوید: « ماحق داریم یک رژیم دوست درآنجا(افغانستان) داشته باشیم، مابه عنوان یک دولت خط مقدم خطرهایی رابه جان خریده ایم واجازه نخواهیم داد رژیم زیرنفوذهند وشوروی ومدعی بخش های ازسرزمین ما(اشاره به اختلافات مرزی دوکشوربرسرخط دیورند) همچنان بر سرقدرت باقی بماند.درآنجا یک دولت اسلامی واقعی بایدسرکاربیاید که بخشی ازجنبش پان اسلامیزم راتشکیل دهد.» 68

مقوله امنیت جایگاه بسیارحساسی دراستراتژی پاکستان دارد،پاکستان، افغانستانی ناامن، ضعیف ووابسته رابیشتر می پسندد و ازاین طریق دنبال تامین منافع خود درافغانستان است.دولت فعلی افغانستان درهمین راستا قابل تحلیل است. اتخاذچنین رویکردی درقبال افغانستان چیز تازه ای نیست،پاکستان چنین رویکردی را ازقدیم داشته است.

 "پاکستان هنگامی به  فکر امنیت مرزهایش افتاد که افغانستان دربارۀ بخشهای از ایالات سرحد وبلوچستا ن ادعای ارضی کرد و درپی آن در دهه های 1950 و1960 برخوردهای مرزی بین دوکشور رخ داد. افغانستان اصرار داشت به قبایل پشتون سرحدات پاکستان اجازه داده شود تابین خود مختاری وپیوستن به پاکستان یا افغانستان یکی را انتخاب کنند. درسالهای 1955 و1962 به دلیل طرح شعار«پشتونستان بزرگ» ازسوی دولت کابل که مورد حمایت پشتونهای جناح چپ پاکستان قرارگرفت، دوبار روابط دیپلماتیک دوکشور قطع گردید. رژیم ضیاءالحق اطمینان داشت که مجاهدین یک دولت میانه رو وطرفدارپاکستان را درکابل به وجود خواهندآورد، بنابراین به جهاد افغانستان به دیدۀ ابزاری می نگریست که بوسیله آن برای همیشه به این ادعاها پایان دهند.(69)

پشت پرده پشتونستان نشان می دهدکه این مسئله پیش ازآن که در راستای خواست عمومی مردم مناطق پشتون نشین سرحدات وتعیین سرنوشت آنها بوده باشد مسائل پشت پرده دیگردربدل ساختن آن به عامل بحران آفرین در روابط افغانستان وپاکستان دخیل بوده است.پشتونستان برای برخی ازحاکمان افغانستان نیز دارای اهمیت زیادی بوده است، سردارداوودخان که بیش ازهرحاکم دیگری پاکستان را در موردپشتونستان تحت فشارقرارداده بود،هدف اوازاین کاررسیدن به یک سلسله اهدافی بود.اشرف غنی احمدزی می گوید:« مسئله پشتونستان ازدونظربرای داوودخان اهمیت داشت؛ یکی احساساتی بود، چون سلطان محمدخان طلایی که جد مستقیم داوودخان بود، کسی بود که پیشاور را ازدست داده بود. نکته دوم، جزءحرکت عمومی منطقه بود که سرحدات استعماری که به جای مانده بود، نقش دوام دارباید نداشته باشد. » (70)

پاکستان درقضیۀ پشتونستان ازناحیه داوودخان به شدت درتنگناهاوفشارهای شدید سیاسی قرار داشت وازسوی اواحساس خطرمی کرد.داوودبا انگیزه ها واهداف خاص پیگیراین قضیه بود. حسن کاکراستاددانشگاه کابل درمورداقدامات صورت گرفته ازسوی افغانستان اظهارمی دارد: « دولت به اقوامی، به کسانی تکیه می کردکه آنهااساساً معتقدبودند ویا نبودند واینها به وسایل پول ورشوه آنها راتحریک می کردند. درحالی که اگر این رامی گذاشت به خودمردم پشتونستان که همین ادعارا می کردند، افغانستان حامی درجه یک وقومی آنهامی بود بدون این که خودشان این تحریکات راپیش می بردند. برای دولت مردان افغانستان به خصوص که اگرمی خواهد پروگرامهای انکشافی(برنامه توسعه) همه جانبه را تعقیب کند وافغانستان عقب مانده رامنکشف سازد، غیرازراه پاکستان برای افغانستان دیگرراهی نبود.» (71)

جریانهای که در درون پشتونستان درفکرواندیشه تشکیل پشتونستان بزرگ بوده اند اغلب ازبیرون تحریک می شده اند تادر این مسیرگام بردارند وترغیب می شده اند که ازاستقلال خواهی دست برندارند.

." حزب عوام ملی به رهبری خانواده عبدالغفارخان که اصلی ترین جریان پشتون خواه درایالت سرحد پاکستان وبا نفوذ درمیان همه پشتونهاست وحزب«پشتون خواه» درایالت بلوچستان که رهبری آن را محمودخان اَچکزی دراختیاردارد، هردوحزب دیدگاه کاملاً یکسانی دارند وهدف نهایی شان تأسیس پشتونستان بزرگ با مرکزیت بلوچستان پاکستان- دست کم دربخش های شمالی آن تاکویته – است."(72)

    درقضیه پشتونستان علاوه براهداف پیدا وپنهانی که ازسوی افراد،اشخاص واحزاب خاصی دردوکشور، جدا ازادعا ومطالبات مردم مناطق پشتونشین سرحدی دنبال می شده است،دستهای پیدا وپنهانی ازبیرون نیز درپشت پرده پشتونستان درتلاش بوده است که تا باتیره ساختن روابط افغانستان وپاکستان ازاین مسئله به نفع شان بهره برداری کنند وروابط افغانستان وپاکستان راتیره سازند.

" این برداشت وجود داردکه اصطلاحات پشتونستان بزرگ وبلوچستان بزرگ بیش از آنکه متأثر از واقعیت های محیطی درون منطقه ای باشند، ازرقابت های تداوم یافته وتغییرشکل داده قدرتهای بزرگ یعنی آمریکا( که جانشین قدرت استعماری انگلیس بعد ازجنگ جهانی دوم شد) واتحاد جماهیرشوروی سابق (که جانشین امپراتوری تزارهادر روسیه درجریان جنگ جهانی اول شده بود) تأثیرپذیرفته اند،درحقیقت روس ها به علت شرایط جغرافیایی خاص خود به افغانستان ومسئله پشتونستان و بلوچستان علاقه مندشدند، زیراشمال روسیه در بیشترفصول سال بایخ بندان روبرواست واین کشوربه آبهای گرم جنوب نیازمنداست دراین باره وصیت نامه ای منسوب به پطرکبیر وجود داردکه به روسها توصیه کرده است به اقیانوس هند وخلیج فارس همواره نگاه مثبت داشته باشند. کم نیستند صاحب نظرانی که براین باورند که تحولات افغانستان از زمان کودتای سردار داوودخان وسقوط سلطنت تابه امروز تحت تأثیر اهداف آمریکا واتحادشوروی سابق قرارداشته است."(73)

بدون شک اهداف وانگیزه های پیدا و پنهانی چه مربوط به درون دوکشورافغانستان وپاکستان و چه اهداف بیرونی که در پشت قضیۀ پشتونستان وجوددارد،این مسئله را برای دوکشور تبدیل به معضل بزرگی کرده است.حساسیتها ،پیش فرض ها ودسیسه های که درآن سوی قضیه وجوددارد راه حل های مسئلۀ پشتونستان را به بن بست مواجه کرده است.

"رهبران افغانستان وپاکستان باید براین واقعیت گردن بنهندکه پشتونهاقبل ازآن که هرگونه وفاداری وتابعیت ملی یاسرزمینی ای داشته باشند به قومیت وقبیلۀ خود وفادارند، وفردگرایی عمیق وریشه دارپشتونهامانع ازآن است که قبایل پشتون هردو سوی مرزهای مشترک افغانستان وپاکستان احساسی فراترازیک تابعیت اسمی و صوری نسبت به حکومتهای ملی هرکدام ازکشورهای محل سکونت خود داشته باشند." (74)

پذیرش پشتونستان بزرگ ازسوی افغانستان وپاکستان مردود است.پیگیری این قضیه درافغانستان ازسوی افرادخاصی براساس اهداف واغراض خاصی صورت می گرفت واگرنه واقعیت قضیه پشتونستان درتضادبامنافع وتمامیت ارضی دوکشور است.هم افغانستان وهم پاکستان درسایه شکل گیری پشتونستان بزرگ دچارآسیب های جبران ناپذیری می گردند.

 منابع ومآخذ:

 (1) گودوین، ویلیام، هندوستان، مترجم، فاطمه شاداب، ققنوس چاپ اول 1383ص83

(2)  ظاهرطنین، افغانستان درقرن بیستم ،انتشارات عرفان تهران چاپ دوم1384ص 92

(3) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر، انتشارات عرفان تهران،چاپ نوزدهم 1385ص725

(4) محمدهادی فلاح زاده،  آشنایی باکشورهای اسلامی(5) پاکستان، ابرارمعاصرتهران چاپ اول 85ص65

(5) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص56

(6) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص726

(7) اسحاق فیاض، پشتونستان چالشهای سیاسی افغانستان وپاکستان،انتشارات معصومین(ع) چاپ اول 1387ص101

(8) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص726

(9) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص55

(10) همان ص 56

(11) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص55

(12) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص749

(13) محمدعلی بهمنی قاجار،همان ص56

(14) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص737

(15) همان، ص737

(16) محمدعلی بهمنی قاجار،اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص62

(17) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص741

(18) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص62

(19) همان ص62

(20)  میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص741

(21) همان ص 749

(22) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص64

(23) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص741

(24) همان ص 743

(25) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص65

(26) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص65

(27) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص50

(28) ) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص751

(29) همان ص752

(30) همان ص 752

(31) محمدعلی بهمنی قاجار،اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص66

(32) همان ص79

(33)  اسحاق فیاض، پشتونستان چالشهای سیاسی افغانستان وپاکستان،انتشارات معصومین(ع) چاپ اول 1387ص121

(34) محمدعلی بهمنی قاجار،  اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص79

(35) همان ص 80

(36) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص775

(37) اسحاق فیاض، پشتونستان چالشهای سیاسی افغانستان وپاکستان،انتشارات معصومین(ع) چاپ اول 1387ص121

(38) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص81

(39) احمدشاه فرزان، افغانستان ازداوودتاصعود مسعود،ج1،دقت،چاپ اول1382ص 78

(40) همان ص83

(41) محمدنبی عظیمی، اردو وسیاست درسه ده اخیرافغانستان، میوند،چاپ سوم1378ص92

(42) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص89

(43) محمدنبی عظیمی، اردو وسیاست درسه ده اخیرافغانستان، میوند،چاپ سوم1378ص101

(44) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر،انتشارات عرفان تهران، چاپ نوزدهم1385ص897

(45) ظاهرطنین، افغانستان درقرن بیستم ،انتشارات عرفان تهران چاپ دوم1384ص 179

(46) دیه گوکوردووز، سلیک اس. هریسون، پشت پرده افغانستان، ترجمه اسدالله شفایی، هدی ،چاپ اول1379ص70

(47) محمدعلی بهمنی قاجار، اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص91

(48) محمدعلی بهمنی قاجار،  اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص93

(49) همان، ص94

(50) محمدعلی بهمنی قاجار،  اختلافات ارضی افغانستان وپاکستان، وزارت خارجۀ ایران،چاپ اول1382ص94

(51) احمدشاه فرزان، افغانستان ازداوودتاصعود مسعود،ج1،دقت،چاپ اول1382ص 85

(52) میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیرتاریخ ج2، چاپ اول1375، ناشر:صحافی احسانی،ص 1090

(53)  میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیرتاریخ ج2، چاپ اول1375، ناشر:صحافی احسانی،ص 1092

(54) میرمحمدصدیق فرهنگ، افغانستان درپنچ قرن اخیر، انتشارات عرفان تهران،چاپ نوزدهم 1385ص724

(55) لورل کورناLaurel Corona ، افغانستان،ترجه فاطمه شاداب چاپ اول 1383، ققنوس ص45

(56) دیه گوکوردووز،سلیک اس هریسون،پشت پرده افغانستان ترجمه اسدالله شفایی الهدی، چاپ اول1379ص12

(57) نوذرشفیعی، کتاب آسیای (2) ویژه بحرانهای آسیا، مقاله پشتونستان وناپایداری مرزی بین افغانستان وپاکستان، موسسه ابرارمعاصرتهران چاپ اول 1383ص 16

(58) همان ص 19

(59)میرغلام محمد غبار، افغانستان درمسیرتاریخ ج2، چاپ اول1375، ناشر:صحافی احسانی،ص 1100

 (60)نوذرشفیعی، کتاب آسیای (2) ویژه بحرانهای آسیا، مقاله پشتونستان وناپایداری مرزی بین افغانستان وپاکستان، موسسه ابرارمعاصرتهران چاپ اول 1383ص 22

(61) اسحاق فیاض، پشتونستان چالشهای سیاسی افغانستان وپاکستان، معصومین(ع) چاپ اول 1387ص144

(62) لورل کورناLaurel Corona ، افغانستان،ترجه فاطمه شاداب چاپ اول 1383، ققنوس ص45.

(63) میرغلام محمد غبار افغانستان درمسیر تاریخ، انتشارات جمهوری، چاپ اول 1384ص 578

(64) پیرمحمد ملازهی، فصل نامه مطالعات منطقه ای جهان اسلام شماره28سال هفتم زمستان 1385،صاحب امتیازموسسه اندیشه سازان نور،ص161

(65) مری لوئیس کلیفورد، سرزمین ومردم افغانستان، مرتضی اسعدی،علمی، فرهنگی چاپ اول1368ص206

(66) میرغلام محمد غبار افغانستان درمسیر تاریخ، انتشارات جمهوری، چاپ اول 1384ص 582

(67)دیه گوکوردووز،سلیک اس هریسون،پشت پرده افغانستان ترجمه اسدالله شفایی الهدی، چاپ اول1379 ص12

(68)دیه گوکوردووز،سلیک اس هریسون،پشت پرده افغانستان ترجمه اسدالله شفایی الهدی، چاپ اول1379ص12

(69) احمد رشید، طالبان، اسلام، نفت وبازی بزرگ جدید، مترجمان اسدالله شفایی وصادق باقری ،دانش هستی چاپ اول1379 ص289

(70) ظاهرطنین، افغانستان درقرن بیستم، چاپ دوم1384، انتشارات عرفان ص102

(71) همان ص104

(72) پیرمحمدملازهی، فصل نامه مطالعات منطقه ای جهان اسلام شماره28سال هفتم زمستان 1385،صاحب امتیازموسسه اندیشه سازان نور، ص166

(73) پیرمحمد ملازهی، فصل نامه مطالعات منطقه ای جهان اسلام شماره28سال هفتم زمستان 1385،صاحب امتیازموسسه اندیشه سازان نور، ص164

(74) مری لوئیس کلیفورد،سرزمین ومردم افغانستان ، ترجمه مرتضی اسعدی، علمی، فرهنگی چاپ اول  1368  ص 210

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 2:45 توسط ( محمدناصرعارفی ) |