پس ازچندین سال جنگ درافغانستان این روزها سخن ازشکست ناتودرافغانستان درقبال طالبان و مذاکره دولت این کشور با این گروه دررسانه های افغانستان وجهان پیچیده است. گرچند گروه طالبان چه درموقعی که دراوج قدرت قرارداشته وچه درزمانی که دارای موقعیت ضعیفی بوده است تنها چیزی که برای این گروه معنی ومفهومی نداشته است مذاکره و تفاهم بوده است. هرزمانی که افرادمیانه رو این گروه تمایلی به مذاکره ازخودنشان داده اند، بامخالفت طالبان تندرو مواجه شده اند.ازسوی دیگر دستهایی که ازپشت پرده به تحریک این گروه می پردازند نگذاشته ونخواهندگذاشت که افغانستان ثبات سیاسی خودراباز یابد.روی آوردن آمریکایی ها وناتوبه مذاکره باطالبان بیانگراین واقعیت است که آمریکا وناتوکم کم دارند به سرنوشت شوروی درافغانستان دچارمی شوند.
عربستان که پول نفت مقامات سیاسی این کشورراسرمست ساخته است وسرمایه این کشوردرطول تاریخ،یادرراستای تامین منافع قدرتهای بزرگ جهان خرج شده و یا باآن ،جریان های افراطی وتندرو دراین طرف وآن طرف دنیا به رشد و شکوفایی رسیده تا دست به خراب کاری و افراط گرایی بزنند. اگرافغانستان دارای ثبات سیاسی شود مقامات سعودی پولهای نفت رابرای خراب کاری درکجاخرج کنند؟! امروزعربستان می خواهد دولت افغانستان رابامخالفان آن آشتی دهد.باید عرض کرداگرمقامات این کشور مشکل آفرینی نکنند مردم افغانستان باهم مشکل نخواهند داشت و به راحتی باهم کنار خواهندآمد.
پاکستان نیز یکی از کشورهایی است که از زمان شکل گیری درسال1947 تاکنون همواره با افغانستان مشکل داشته است وامنیت خود رادرسایه ناامنی افغانستان واقتدار خودرا درسایه بی ثباتی افغانستان دیده است .
روابط سیاسی افغانستان وپاکستان ازآغازشکل گیری پاکستان تا پایان نظام جمهوری داوودخان،بگونه ای بود که درآن افغانستان دست بالاتری درمسایل داشت وهمواره پاکستان را باچالش های فراوانی مواجه می ساخت وهرگونه اقدام این کشور علیه افغانستان رابا قاطعیت پاسخ می داد.اما پس ازکودتای 7 ثور1357 ورق تاریخ روابط سیاسی دوکشور برگشت وافغانستان گرفتار کشمکش ها وگرفتاری های داخلی خودشد وزمینه برای مداخلات پاکستان در افغانستان فراهم گردید.ازکودتای7 ثورتاکنون همیشه پاکستان درصدد براندازی نظام سیاسی و روی کارآوردن حکومت مطلوب خود درافغانستان بوده است با چنین رویکردی که این کشور درقبال افغانستان داشته است اکنون نوازشریف پا پیش گذاشته است تابین دولت افغانستان وطالبان نقش میانجی رابازی کندشمااگروظیفۀ آشتی دادن دولت افغانستان بامخالفان رابه عهده بگیریدپس چه کسی شرارت ایجادکند؟!
بی نظیربوتونخست وزیرسابق پاکستان که خود درپرورش دادن گروه طالبان نقش داشت درمورد این گروه می گوید: « پروژۀ طالبان به ابتکارانگلستان، کمک مالی عربستان سعودی، پشتیبانی آمریکا وتربیت پاکستان صورت گرفت.» (1) عجیب است همینهایی که طالبان راپدیدآوردند وپرورش دادند وهمگام باآمریکا آن را ازقدرت ساقط کردنداکنون استراتژی مذاکره باطالبان را همگام وهمسوبااربابان خارجی شان درپیش گرفته اند.
آمریکا وانگلیس روزی که منافع شان ایجاب می کرد طالبان رابه وجود آوردندوبرخی کشورهای منطقه از جمله پاکستان وعربستان راهمراه خود ساختند. و روزی که منافع شان رادرسقوط طالبان دیدند تحت عنوان مبارزه با تروریسم اقدام به به زیرکشیدن طالبان ازقدرت کردند.وامروزشایدمنافع شان رادرمذاکره یافته اند واعتقاد به شکست ناپذیری طالبان پیداکرده اند.
پس ازحادثه 11 سپتامبر2001 وقتی آمریکا استراتژی خود رامبارزه با تروریسم قرارداد بوش اعلام کرد که دراین مسیر « جهان یا باما است یا علیه ما » انگلستان تنها کشوراروپایی بود که کاسه داغ تر ازآش شده بود ودرطرح مبارزه با تروریسم قدم به قدم با امریکایی ها پیش رفت. بوش درطرح مبارزه باتروریسم خیلی ازکشورها و در رأس آنها انگلستان، عربستان وپاکستان راباخودهماهنگ ساخت وبه افغانستان حمله کرد، چه شده است که بعد ازچندین سال جنگ وخون ریزی ونابودی افغانستان امروز به این نتیجه رسیده اند که کاری ازدست شان ساخته نیست.
ژنرال اسمیت فرمانده ارشد بریتانیایی بعد ازسالهاجنگ که درافغانستان صورت گرفت اکنون به این نتیجه رسیده است که جنگ باطالبان نتیجه ای دربرندارد .وی اعتراف می کند که جنگ علیه طالبان به پیروزی کامل نخواهد رسید.اسمیت می گوید: اگر طالبان آماده مذاکره برای دست یابی به یک توافق سیاسی هستند می تواند فرصت خوبی برای پایان دادن به بحران در افغانستان باشد.
لذا درموردمذاکره دولت افغانستان با طالبان باید عرض کرد که بحران درافغانستان مولود استراتژیهای غلط قدرت های استعماری ودر رأس آنها آمریکاست وکشورهایی مثل عربستان و پاکستان مجری طرح ها ی آمریکا درافغانستان هستند. این دوکشور نمی توانند سیاستی مستقل ازسیاستهای آمریکا درافغانستان اتخاذکنندبرهمین اساس است که درصعود و درسقوط طالبان واینک هم درامرآشتی دادن آنها با دولت افغانستان همسوبا آمریکاحرکت می کنند.
مامعتقدیم که مذاکره کاری عقلانی وامری پسندیده است مردم افغانستان باید به این ظرفیت برسند که گره مشکلات را خود، نه بادندان که بادست بگشایند. طالبان باید به جای مبارزه به مذاکره برگردنداگردرافغانستان صلح حاکم باشد دیگرنیروهای بیگانه چه دلیلی برای حضوردراین کشوردارند؟! بایدکاری کردکه افغانستان بیش ازاین قربانی اهداف وهابی های عربی وپاکستانی وفدای منافع سیاستمداران سرمست ازقدرت آمریکایی نگردد.
امروزاگرکسی مخالف مذاکره با طالبان است در واقع ناخواسته درمسیرتأمین خواسته های آمریکاوتأمین مطالبات بنیادگرایان افراطی کشورهای عربی وپاکستانی گام برداشته است. هرکسی که جزء مردم افغانستان است باید دراین کشورباتفاهم زندگی کندوبه ثبات کشورخودفکرکند.
امااینگونه مذاکراتی که درپشت پرده صورت میگیرد وصداقتی درآن وجودندارد هیچگاه مفید نخواهد بود چطور است که بحران درافغانستان است امامذاکره بایددر جای دیگر صورت گیرد وافرادمعلوم الحال نقش میانجی راایفاکنند.
مذاکره تنها راه پایان یافتن بحران درفغانستان است به شرطی که دوطرف مذاکره منافع کشورومردم شان را برمنافع بیگانگان ترجیح دهند ومنافع ملی رافدای منافع شخصی نکنند. منافع ملی ایجاب می کند که دولت ملی اردو وارتش ملی تقویت گردد وازمیزان وابستگی های سیاسی، اقتصادی و نظامی افغانستان به بیگانگان کاسته شود و همچنین این کشورازوجود افرادی که به قصد انفجار وانتحارازبیرون به این کشورآمده اند پاک گردد.
پاورقی:
(1) احمدرشید، طالبان، اسلام، نفت وبازی بزرگ جدید ص ص49



