تبليغاتX
به وب سايت محمدناصرعارفي هويداخوش آمديد  *هموطن!بيا تا،پنجره راروبه آفتاب گشاييم وقلب خاموش سرزمين خسته خويش رادوباره به تپش آوريم ganjinah گنجینه



چالشهای فراروی انسجام اسلامی

 

 

 

 

همگرایی وانسجام یکی ازدغدغه های کشورهای اسلامی بوده است بدون شک همسویی،تأثیراساسی در تعاملات وزدوبندهای جهانی داردلذا اگرهمگرایی دربخشهای مختلف سیاسی، اقتصادی،نظامی وفرهنگی موردتوجه کشورهای اسلامی قرارگیرد می تواندنقش وجایگاه این کشورهارادرعرصه بین الملل متحول سازد، ولی باید اذعان کرد که انسجام وهمگرایی اسلامی تاکنون ازمرحله تئوریک فراترنرفته است ولباس عمل نپوشیده است.

اختلافات وناهمگونی های حاکم در کشورهای اسلامی موجب شده است که این کشورها درنظام بین المللی به عنوان بازیگران غیرتأثیرگذارجلوه کنند،آنها زمانی می توانند ازاین انفعال درآمده و نقش مثبت ایفاکنندکه بتوانند برنامه های مشخص، هدف واستراتژی واحدی رادنبال کنند.

لازم است قبل ازپرداختن به چالشهای فراروی انسجام اسلامی عامل تعیین کننده ای که مبنی واساس یک اشتراک است رابررسی کنیم.

محورهمگرایی  

هیج همگرایی وانسجامی بدون درنظرداشت نقطه های مشترک و محورهای انسجام امکان پذیر نیست اگرکشورهای اروپایی دست به تشکیل اتحادیه اروپا زده اند می بینیم مبنی ومحوراین همگرایی   جغرافیای مشترک علاوه بر مشترکات دیگرآنها است. لذاعامل همگون سازرامی توان جغرافیا، قوم ونژاد،دین ومذهب، حزب، ایدئولوژی های سیاسی، زبان ،فرهنگ وتمدن مشترک دانست. آنچه که می تواند  محور ،پایه واساس انسجام اسلامی راشکل دهد  دین، فرهنگ وتمدن وعقاید مشترک است.

   

«ا سلام بخصوص در روزگارما به معنی یک واقعیت تمدنی وتاریخی وبخشی ازدنیای فعلی محسوب می گردد. درعین حال اسلام دینی است هم درسطح فردی وهم درسطح اجتماعی. این یک دین یک تمدن، یک سنت، یک تاریخ ویک سامانه سیاسی است» 1

دین وباور، فرهنگ وتمدن مشترک میتوانند مسلمانان  راگردهم آورده وآنهارادریک مسیرجهت دهند. دین اسلام برای تمام عرصه های زندگی چه فردی وچه اجتماعی برنامه وراه کاردارد وپیروان خودرا همواره به سمت عزت وکمال وکرامت فراخوانده است « دین آن روش مخصوصی است درزندگی که صلاح دنیا راطوری که موافق کمال اخروی وحیات دایمی حقیقی باشد تأمین می نماید. پس در شریعت باید قانونهایی وجودداشته باشدکه روش زندگانی را به اندازه احتیاج روشن سازد.»2

اشتراکات کشورهای اسلامی وعوامل همگون ساز که آنهارا به هم متصل می سازد بسیار زیاد اند ولی این عوامل متأسفانه نادیده گرفته شده وبجای آن مسائل اختلاف برانگیزبرجسته میگردند تا این رویکرد عوض نشود  نمی توان به هماهنگی وانسجام کشورهای مزبورامیدواربود. قرآن کریم بر انسجام وهمگرایی تأکید فراوان کرده است ازجمله می فرماید: « وهمگی به ریسمان خداچنگ زنید وپراکنده نشوید ونعمت خدارا برخود به یادآرید که چگونه دشمن یکدیگربودید واومیان دلهای شماالفت ایجادکرد، وبه برکت نعمت اوبرادرشدید.وشمابرلب حفره ای ازآتش بودید، خداشمارا ازآن نجات داد.3

گفتیم که درهرانسجامی وجه ویاوجوه مشترک، لازم وضروری است محوریت دریک همگرایی گاهی جغرافیا، گاهی زبان، گاهی قوم ونژاد،گاهی دین، گاهی فرهنگ وتمدن وگاهی ایدئولوژی های سیاسی است ، ایدئولوژی هامثل هرعامل منسجم سازدیگر به افراد ذهنیت داده وآنهارادر راستای اهداف خود هماهنگ می سازد« واژه ایدئولوژی دردوران انقلاب فرانسه درمخالفت با باورهای برخی فیلسوفان ضد متافزیک پیرولاک Locke ) ) وکوندیلاک Condillac)) که معتقد بودند معرفت ازاحساس حاصل می شودمتداول شد. ایدئولوگ ها(انگارگان شناسان) شکل قطعی وجامعی ازمعرفت را اصل قراردادند که برآن مهندسی اجتماعی راپی افکند. آنها ازانقلاب به عنوان فرصتی برای ایجاد یک جامعه مشترک المنافع استواربر قواعد تجربه گرایی (empirism ) خردانسانی وقانون طبیعی عصر روشنگری حمایت کردند با این حال تاسال1795 طول کشید که دیدگاه آنان تأیید کسب کند.»4

یکی ازدلایل انفعال کشورهای اسلامی درعرصه بین المللی عدم همگرایی ، تشتت واختلافات آنها است پراکندگی ها باعث شده است که کشورهای اسلامی در زد وبند ها وتعاملات بین المللی به صورت منفعل تبارزکنند. این وضعیت زمانی تغییر خواهدکرد که کشورهای مزبوراختلافات و خودبیگانگی ها را کنارگذاشته و به همدلی ، همنوایی وانسجام روی آورند، ولی این همگرایی وانسجام باچالشهایی مواجه بوده وهست تااین موانع رفع نشوند این وضعیت نیز ادامه خواهد داشت. چالشهایی که مانع انسجام اسلامی شده است را می توان به دوبخش درونی وبیرونی  تقسیم کرد.

الف)  چالشها وعوامل درونی

چالشهای درونی مربوط به درون کشورهای اسلامی  است عوامل داخلی که مانع انسجام اسلامی شده است بسیارزیاد اند اینجا ازباب نمونه به برخی ازآنها اشاره می شود.

1- نهادینه نشدن هویت مشترک

واقعیت امراین است که کشورهای اسلام هرکدام ازهویت، حاکمیت، مردم وسرزمین مستقلی برخوردارند اگرآنها بخواهند دست به یک اتحادیه وهمگرایی مانند اتحادیه اروپابزنند که درآن پول واحد،بازارواقتصاد مشترک، پارلمان مشترک ،اهداف مشترک، سیاست واستراتژی مشترک درمیان باشد لازم است که درکنارهویت های خاص یک هویت مشترک نیزمطرح باشد واین هویت  در درون جوامع یادشده نهادینه شود وهمه همواره به دفاع ازآن بپردازند.

 مطالعات اجتماعی نشان می دهد که دریک جامعه گرایشها، اقوام، مذاهب، فرهنگ ها، برداشت های فکری وآداب ورسوم گوناگونی وجود دارند ولی می بینیم یک هویت واحد همه راگردهم آورده است، چنین چیزی برای جوامعی که قصدانسجام یا فراترازآن قصداتحاد را دارندضروری است.اما باید اذعان کردکه هویت های خاص هویت مشترک را تحت شعاع خودقرارداده است، قوم گرایی، ملیت گرایی ، منطقه گرایی و... مجال اندیشیدن به عامگرایی را نمی دهند.وقتی پافشاری برفرهنگی خاص و منافع شخصی ازخصیصه های  هرکشور اسلامی است با این خودنگری ها که درسایه آن دیگران نادیده گرفته می شوندچگونه می توان به همگرایی رسید؟!

2- تعصب وافراط گرایی

هر انسانی ازفکرواندیشه ی برخوردار است برهمین مبنی است که شاهد تنوع تفکر و اندیشه هاهستیم، اما اگراین تفکرباتعصب وافراط گرایی همراه شد جامعه رادچاربحران وآشوب کرده  وهم اندیشی هارا مخدوش ساخته وآتش نفاق راشعله ور خواهدکرد. درهرکشوری ازجمله کشورهای اسلامی افراد وگروه هایی وجود داشته ودارند که به صورت افراطی عمل کرده وبه تعصب ها دامن زده و همگرایی ها رابا بن بست مواجه می سازند.

3- مرزبندی های سیاسی

خطوط مرزی کشورهارا ازنظرجغرافیایی ازهم تفکیک کرده است این  تفکیک آنقدرتأثیرگذاربوده است که حتی ازلحاظ فکری ، فرهنگ، آداب ورسوم، توسعه وعدم توسعه، ثبات وعدم ثبات وازجهت های مختلف کشورها راازهم متمایز  ساخته است. این تمایزها وتفاوت ها که براثر مرزبندی های سیاسی پدیدآمده اند می توانند مانع ازهمگرایی وانسجام شوند مثلایک کشورباثبات دوست ندارد همنوابا یک کشور بی ثبات گردد.

« تاریخ نشان می دهد که درگذشته مفهوم مرزبا آنچه که امروز ازآن برداشت می شود تفاوت داشته است. درگذشته مفهوم مرزبه صورت یک خط، مفهوم نداشت. درآن زمان، منطقه پهناوری راکه حد فاصل میان دو امپراتوری بود منطقه سرحدی می خواندند، درضمن، این گونه مناطق معمولابه طورتصادفی به وجود می آمدند وتصمیم وموافقت قبلی حکومتها مبنی تشکیل آنها نبود. معمولاسرحد، به معنی آخرین حد پیشروی یک امپراتوری درنواحی اطراف خود بوده است.»5

درگذشته ها چون مرزبندی های سیاسی به شکل امروزی وجود نداشته است لذا شاهد شکل گیری امپراتوری های بزرگ هستیم، امپراتوریهاهمواره به بسط وگسترش قلمرو خودمی پرداختند. پیدایش مرزهای سیاسی تحولات مهمی را درسطح جهان ایجاد کرد. یکی ازامپراتوریها، امپراتوری عثمانی بود که پس ازجنگ جهانی اول سقوط کرد.

« امپراتوری عثمانی درسوم مارس 1924 سقوط کرد.فروپاشی این امپراتوری که چهارصد سال ادعای وحدت اسلامی داشت مسلمانان راباوضع جدیدی روبروساخت، دراین عصرنظریه وحدت جهان اسلام واعتقاد به اتحادمسلمین وایستادن درمقابل دشمنان اسلام محور اقدامات سیاسی جدید به شمار می رود. بسیاری تلاش می کردند مجددا خلافت اسلامی را درنقطه  دیگراحیا کنند. درجریان این تحولات کنفراس ها واجلاس های متعددی باهدف وحدت جهان اسلام تشکیل گردید. بسیاری به دنبال تأسیس سازمان بین المللی اسلامی متشکل ازکشورهای اسلامی بودند.

 درفاصله دوجنگ برای پرکردن خلأ حاصل ازسقوط امپراتوری عثمانی چندین کنفرانس تشکیل گردید. کنفرانس مکه (1924) ،کنفرانس قاهره( 1926)، کنفرانس بیت المقدس ( 1931) وبالاخره کنفرانس ژنو

( 1935) است  همه این کنفرانس ها با هدف خاصی وبا عنوان اسلام درصدد شکل گیری یک قدرت

اسلامی بودند.» 6

4- فاصله های مکانی

دین اسلام دین جهانی است وپیروان این دین نیز درسرتاسر جهان بافاصله های مکانی ازهم واقع شده اند. پراکنده  واقع شدن آنها درسطح جهان بین آنها جدایی انداخته است، گرچند امروزه پیشرفت تکنولوژی و توسعه ابزارتعاملات وارتباطات تاحدی این فاصله ها رامحدود ساخته است ولی جدایی های ناشی از فاصله های مکانی انکارناپذیر است. اگراراده جدی برای همگرایی وجود نداشته باشد بعید به نظرمی رسد که انسجامی شکل بگیرد درگذشته هانیزتلاشهایی برای هماهنگ سازی مسلمانان انجام شده ولی به سرانجام مطلوب نرسیده است ، درکناردیگرعوامل فاصله های مکانی نیزدرتجربه های ناموفق گذشته بی تأثیر نبوده است، این فاصله هارا فقط باهمدلی می توان طی کرد.« درهرجامعه بشری که به مرحله ای ازمراحل رشدفرهنگی رسیده باشد می توان دونظام نیرو تشخیص دادکه ضامن انسجام یاهمبستگی آن جامعه باشند. این دونیروعبارتند ازنیروهای اخلاقی یامعنوی ونیروهای مادی.»7

5- عدم اراده همگانی برای همگرایی

خواستن توانستن است یکی ازعلت های که مسلمانان دراختلافات به سرمی برند این است که اراده، میل و رغبت همگانی برای انسجام وهمدلی وجودندارد، براین اساس است که می بینیم درمقام عمل جوامع اسلامی بامشکل روبروبوده اند و نتوانسته اند به انسجام برسند. « درسالهای پس ازجنگ دوم جهانی همانطوریکه بعضی کشورها به استقلال سیاسی رسیدند فکربازگشت به فرهنگ وتمدن خویش وکسب استقلال فرهنگی واقتصادی رونق گرفت شخصیت های درکشورهای اسلامی پیداشدند که برای تأسیس یک سازمان بین المللی تلاش کردند ازجمله محمدعلی جناح رهبرکشورتازه تأسیس پاکستان، ملک عبدالعزیزپادشاه عربستان، آیت الله کاشانی درایران که از قدرت وشهرت فوق العاده ای برخورداربود، چوهدری ازپاکستان وسلطان عبدالله پادشاه اردن»8 لذامی بینیم وقتی رغبت عمومی برای یک کاری وجودنداشته باشد چنین کاری به راحتی تحقق نمی یابد.

سازمان کنفرانس اسلامی

سازمان کنفرانس ازجمله فعالیت ها وتلاشهایی است که عملا در راستای همگرایی وانسجام کشورهای اسلامی ایجاد شده است این سازمان نیز آنگونه که انتظارمی رفت پاسخگوی خواست ها ونیازهای جوامع اسلامی نبوده است « با اینکه زمینه سیاسی، فرهنگی وتاریخی نسبت به ایجادوحدت اسلامی وتأسیس سازمان کنفرانس اسلامی وجود داشت ولی پیدایش آن بخصوص درسال 1969 حادثه آتش سوزی بخشی ازمسجدالاقصی بود که بوسیله صهیونیستها صورت گرفته بود واین حادثه افکارعمومی را درسراسر جهان اسلام به هیجان درآورد حاصل آن اجتماع سران کشورهای اسلامی در رباط پایتخت مراکش بود.»9

عده ای شکست اعراب  درجنگ شش روزه با اسرائیل را عامل پیدایش سازمان کنفرانس اسلامی دانسته اند وآن اینکه « درپی شکست اعراب درجنگ شش روزه (1967) ازرژیم اشغالگر فلسطین رژیم های محافظه کارعرب درموضعی تدافعی ناچارشدند تابرای خاموش ساختن آتش احساسات توده های مسلمان کشورهای خود اقدامی ولوظاهری ونمایشی انجام دهند لذاکشورهای مزبور درصدد ایجاد سازمان کنفرانس برآمدند تشکیل سازمان به ابتکارملک فیصل پادشاه عربستان صورت گرفت. سران کشورهای اسلامی درگردهمایی خود در رباط (مراکش) درسپتامبر 1969 به سازمان مزبورموجودیت بخشیدند.10

بدون شک تجاوزات رژیم اسرائیل درپیدایش سازمان کنفرانس اسلامی بی تأثیرنبوده است ولی باید دید این سازمان درمقام عمل آیا توانسته است قدم کوچکی رادر راستای رفع گرفتاری های مردم مظلوم فلسطین بردارد؟! عربستان که خود پیشنهاد ایجاد این سازمان راداد ودیگرکشورهای عربی نیز درشکل گیری آن نقش فعال واساسی داشتند. پس ازتشکیل سازمان کشورهای اسلامی عموما وکشورهای عربی خصوصا چه دردی ازمردم فلسطین رادواکرده اند ویا چه مشکلی ازجهان اسلام راحل کرده اند؟! پس معلوم است سازمان مزبور سازمان سمبلیکی بیش نیست.

ب) چالشها وعوامل بیرونی

عوامل بیرونی که ازبیرون مانع تحقق انسجام اسلامی اند بسیارزیاد اند این عوامل می توانند سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ونظامی باشند. این عوامل در راستای سلطه طلبی ها اعمال می گردند. نظام بین الملل ازچند حالت خارج نیست، نظام حاکم برجهان یا تک قطبی وسلسله مراتبی، یا دوقطبی ،یاچند قطبی  ویانظام جهان شمول است که تاکنون تحقق نیافته است.

درنظام دوقطبی تلاش هردوقطب معطوف براین هدف است که سیاست های مستقلی شکل نگیرد کشورها یا دراین قطب یا درآن قطب قرارخواهندگرفت. درچنین فضایی اتخاذسیاست مستقل ازدوقطب دشواراست وکشوری که چنین سیاستی را اتخاذ میکند ناچارخواهد بود هزینه های زیادی را بپردازد. « استراتژی اتحاد را می توان تقریبا درهرنظامی بجزنظام سلسله مراتبی درپیش گرفت.»11

درنظام سلسله مراتبی قدرت برترازهرگونه ائتلاف واتحادی که درمقابلش شکل بگیرد جلوگیری میکند. بنابراین برتری خواهی وسلطه طلبی های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی ونظامی قدرت های بزرگ مهم ترین مانع پیش روی شکل گیری انسجام اسلامی است.آنها همواره استراتژی وسیاست تفرقه بینداز حکومت کن را درپیش گرفته وباهر عملکردی که دایره قدرت آنهارامحدود سازد برخوردخواهند کرد.اما اگرکشورهای اسلامی دست به انسجام واقعی بزنند می توانند تبدیل به یک قدرت بزرگ جهانی شوند وتمام ساختارنظام بین المللی را متحول سازند. به امید آن روز.

 

منابع:

 

1- جهانی شدن فرهنگی وآزمونی برای تمدنها، ژرارلوکلر، ترجمه سعیدکامران چاپ اول 1382 وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران ص33

 

2- انتظاربشرازدین، دکترعبدالله نصری موسسه فرهنگی دانش واندیشه معاصر چاپ چهارم ص 129

3- آل عمران آیه 102

4- ایدئولوژی وروابط بین الملل دردنیای مدرن، آلن کسلز( Alan Cassls) ترجمه دکتر محمود عبدالله زاده چاپ اول1380 دفترپژوهش های فرهنگی ص25

5- مبانی جغرافیای سیاسی، دکتردرّ میرحیدر(مهاجرانی) چاپ دوازدهم 1184 سمت ص 162

6- مبانی وکلیات علوم سیاسی ج 3، دکترسیدجلال الدین مدنی چاپ اول 1378 انتشارت پایدار ص 108

7- تاریخ عقاید ومکتبهای سیاسی، گا ئتانا موسکا و دکتر گاستون بوتو، ترجمه دکترحسین شهید زاده انتشارات مروارید چاپ دوم ص21

8- مبانی وکلیات علوم سیاسی ج3، دکترسیدجلاالدین مدنی ص113

9- همان ص 116

10- سازمانهای بین المللی، دکتررضا موسی زاده چاپ ششم1384، نشرمیزان ص282

11- مسائیل نظامی واستراتژیک معاصر، دکترعلیرضا ازغندی ودکترجلیل روشندل چاپ هفتم1384،سمت ص148

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386;ساعت 23:7;  توسط  ( محمدناصرعارفی هو یدا );  |