دست ازسرمردم بردارید
احزاب سیاسی ونهادهای مدنی یکی ازکاربردهایی که دارند این است که ابزار و وسیله برای تبیین خواست ها ومطالبات مردم به شمارمی آیند، تعدد نهادهای سیاسی دریک جامعه می تواند باعث توسعه سیاسی ورشد وشکوفایی اقتصادی گردد.
ولی درافغانستان حزب وحزب بازی بیش ازآنی که جنبه مثبت داشته باشد، ابزاری بوده وهست برای ریختن خون مردم وخالی کردن جیب آنها و زمینه سازبدبختی های کشور ونهادها درافغانستان کاملا عملکرد منفی داشته اند.
تشکیل نهاد جدید به نام جبهه ملی چیزتازه ای درافغانستان نیست چون این کشوردرگذشته هانیز شاهد چنین مسائلی بوده است که عده ی به نام یک تشکل ونهاد گردهم آمده وباچنگ ودندان به جان ومال خون وپوست وگوشت مردم چسپیده اند.
لذاتشکیل جبهه ملی سرآغازی خواهد بود برای سیاه روزی های بیشترافغانستان چون اکثراعضای این جبهه همان افرادی هستند که مردم بیچاره افغانستان تاکنون ازآنها جزقتل وغارت جاه طلبی وتباهی ودربه دری دیگرچیزی ندیده اند.
اینها به جای تشکیل جبهه جدید به منظورخدمت به جامعه اففغانستان اگردست ازسرمردم دردکشیده ما بردارند بزرگ ترین خدمت را درحق مردم کرده اند. چون علاوه براینکه گذشته اکثراعضای این جبهه تاریک است، تاریخ مصرف اکثر اینها نیزسپری شده است اینها باید عرصه راکم کم برای حضور نیروهای جدید بازکنند چون مردم افغانستان قول و قرار وصدق وصفا ،عملکرد وخدمت آنهارا سال ها تجربه کرده اند وازآنها کاملاسیرشده اند.
احمد ضیا مسعود، معاون اول ریاست جمهوری، مارشال محمد قسیم فهیم، وزیر دفاع پیشین، اسماعیل خان، وزیر انرژی و آب، یونس قانونی، رییس مجلس نمایندگان، ژنرال عبدالرشید دوستم، مشاور نظامی رییس جمهور، سید منصور نادری، عضو پارلمان، شهزاده مصطفی ظاهر، مصطفی کاظمی، محمد اکبری، سید محمد گلاب زوی و نورالحق علومی از جمله اعضای شورای رهبری جبهه ملی هستند.
امروزکه کشورما ازیکسوبه طورمسالمت آمیزاشغال شده است وبیگانگان این مملکت را ازهرجهت به خودشان وابسته نگه داشته اند می بینیم نه امنیت درافغانستان تا مین شده است ونه خرابه های به جا مانده ازجنگ آباد شده است وازسوی دیگرمردم درد کشیده در افغانستان بامرگ وزندگی دست وپنجه نرم می کنند ویامجبورهستند برای تهیه لقمه نانی، ناخواسته کشورشان راترک کرده وآواره کشورهای دیگر گردند توهین شوند تهقیرشوند ودام روزی برای قاچاقچیان انسان شوند وباهزاران مشکل مواجه شوند که فریاد شان راجزخودشان وخدای شان هیچ کسی نشنود.
پرسش این است اعضای جبهه ملی وقتی برای حفظ موقعیت شان وبرای تصاحب قدرت وکسب موقعیت بیشتر،آینده نگری کرده ودرصدد تشکیل جبهه ی ملی برآمده اند وقصد دارند حاکمیت فعلی راتضعیف کرده تاخودآن راتصاحب کنند. وقتی اینها اینقدربه فکرخود وفردای خودهستند آیا به فکرملت هم بوده وهستند؟
اینها بجای جستجوی راه دیگر برای تسلط دوباره به جان ومال مردم بهتر بود به فکر کاهش دادن رنج های بی پایان مردم خویش می بودند وبه جای تضعیف حاکمیت فعلی به تقویه آن می پرداختند ،تازمینه های آزادی وآبادانی این کشور خراب شده فراهم می شد ومردم مظلوم از تباهی های روزگاررهایی می یافتند.
چه اینهایی که دراین جبهه گردهم آمده اند وچه آنهایی که دراین جبهه حضور ندارند ولی نزدافکارعمومی مردم
مادارای پرونده هستند مجموع اینها حرف تازه ای برای مردم افغانستان ندارند. اگرگذشته های شان را فراموش کرده اند یکبارپرونده های شان رامرورکنند.همه اینها درعرصه های سیاسی افغانستان حضورداشته
ودارندتاکنون چه کارمثبتی انجام داده اندکه مابعدازاین به آنهاامیدداشته باشیم!؟

