ترازوی سنجش شعر
برای به دست آوردن قدرهرچیزی معیار های مشخص وخاصی وجود داردکه می تواند
بیانگراهمیت و ارزش آن باشد،درحوزه ادبیات،برای تفکیک سره ازناسره نقد منصفانه
بهترین ترازوی سنجش به حساب می آید. بنابراین درنوشته حاضرچهارچوب اندازه گیری
را دربخش خاصی ازادبیات یعنی شعربررسی می کنم.
واژه نقد
نقددرلغت به مفهوم سره کردن، جداکردن پول خوب ازبد، ظاهرکردن عیوب یامحاسن کلام
ونیزبه مفهوم چیزی که درمقابل نسیه قراردارد.
نقددراصطلاح ادبی آنچه درقد یم رواج داشته این است که " معایب اثری رابیان کند مثلا در
این که الفاظ آن چه وضعی دارد یا معنی آن برگرفته ازاثر دیگری است وبه طورکلی ازفراز
وفرود لفظ و معنی سخن گوید. واین معنی ازخود لغت نقد فهمیده می شود زیرانقد جداکردن
سره ازنا سره است."
نقد دوشادوش، بارشد زبان وادبیات تحول یافته است این تحول هم درجهت گسترش وهم در
ناحیه سامان یافتن چهارچوب نقد محسوس است وازسوی دیگر آفت های فروان نیز همیشه
دست به گریبان نقدبوده است. اما آنچه درعصرحا ضر ازنقد متداول است این است که " در
دوران جدید مراد ازنقد ادبی نشان دادن معایب اثرنیست (هرچند ممکن است به این امرهم
اشارتی داشته باشد زیرا نقد ادبی به بررسی آثار درجه یک ومهم ادبی می پرداز و در این
گونه آثاربیش ازاین که نقاط ضعف مهم باشد نقاط قوت مطرح است.لذامنتقد ادبی می کوشد
باتجزیه وتحلیل اثر اولا ساختار ومعنی آن را برای خوانندگان روشن کند.وثانیا قوانینی را
که باعث اعتلای آن اثرادبی شده است توضیح دهد."
بعضی وقت ها متاسفانه می بینیم که نقد ، با ابرازسلیقه های متفاوت بدون پشتوانه قواعد از
چوکات نقد منصفانه بیرون رفته و بیشترجنبه خود نمایی سلایق شخصی را پیدا کرده است
وبدتراز آن، بعضی وقت ها این ابراز سلایق با اهداف خاصی درقلمرو نقد ظهوروبروزداشته
است که این گونه نقدها نه تنها درشکوفایی شعرسودی نمی بخشد، که حتی ممکن است بین شعر
ومخاطب آن فاصله ایجادکند تا در نتیجه، شعر نقد شده به سمت فراموشی ناخواسته سوق داده
شود.
شعرپل ارتباط بین شاعرومخاطب است ونقد نیز به یک شکلی می تواند این ارتباط رااستحکام
بخشد ویا آن راقطع کند چون نقد بستگی دارد به میزان ارتباط برقرارکردن منتقد باخلاقیت ها
ومنویات ذهنی شاعر که درشعربروز کرده است، اگراین ارتباط کم رنگ وسطحی باشد قطعا
یک نقدبی پایه ای درمورداثر ارائه می گردد وچنین کاری انصافا ظلم غیرقابل بخشش درحق
شعروشاعر به حساب می آید که ازآن باید اجتناب کرد.
اما یک زمان است صمیمی نشدن ناقد با اثر وعدم ارتباط با آن ازناحیه خود اونیست، بلکه از
ناحیه اثر است یعنی اثرعیب دارد نه فهم ودرک ناقد، اینجا ناقد می تواند ازطریق نقد نقش یک
طبیب رابازی کند وراه علاج رانشان دهد و روشن کند که چه چیزی باعث عدم ارتباط او با اثر
شده است. "بر قرارکردن ارتباط ازطریق خواندن شعر،مانند برقرارکردن ارتباطی است که از
طریق دریافت پیامی ازرادیو صورت می گیرد. درارتباط رادیویی، دوعامل مؤثر است: یکی
فرستنده ودیگری گیرنده، وکامل بودن ارتباط هم بستگی به قدرت وکیفیت فرستنده دارد وهم به
حساسیت وتنظیم بودن گیرنده. وقتی کسی شعری را می خواند وهیچ انتقال تجربه ای صورت
نمی گیرد، یاشعر،شعرخوبی نیست ویا خواننده،خواننده بدی است که درست تنظیم نشده است."
درنقد اگرفقط ضعف اثرموردتوجه ناقد باشد یعنی اوتنها به عیب جویی بپردازد وتمام زیبایی
های آفریده شده وقوت هایی که دراثروجود دارد مستوربماند،این گونه نقدرانمی توان نقد اصولی
واساسی تلقی کرد، منتقد ، باید با نشان دادن ضعف های اثر از یک سو وبرجسته کردن جنبه
های قوت وقدرت آن ازسوی دیگر نقش نقد را درحوزه ادبیات ارتقا ببخشد واگرنه فرهنگ نقد
ازآسمان ادبیات افول خواهد کرد.
چه خوب است که منتقد قبل از پرداختن به تجزیه وتحلیل اثر، برای فهم ودرک آن تمام توان و
قدرت خود را به خرج دهد. " هرگز نباید قبل از آن که شعری را خوب بفهمیم، به ارزیابی آن
بپردازیم. وتاوقتی که توان درک عمیق شعری را نداشته باشیم، قضاوتی که درباره آن می کنیم،
ارزش نخواهدداشت. توانایی قضاوت وتمیزبین شعرخوب وبد،خوب وعالی وخوب ونسبتا خوب
از اهداف اولیه ارزیابی شعراست. "
آن چیزی که اهمیت و ارزش نقد را بالامی برد تخصصی بودن نقد است ، ناقد درحوزه نقد باید
تخصص داشته باشد.نمی شود کسی که شاعرنیست به نقد شعربپردازد،ادیب می خواهد که ادبیات
رانقد کند وسیاست راباید کسی نقد کندکه سیاستمداراست وازدانش سیاسی برخوردار است وتاریخ
راباید تاریخ دان که دارای تخصص درآن است نقد کند. و دریک کلام تخصص شرط اساسی در
قلمرو نقداست.
" نقد ادبی کاری ساده نیست گاه منتقد ادبی به اندازه صاحب اثر باید دارای ذوق و خلاقیت باشد،
بااین فرق که نویسنده وشاعر ضرورتا اهل فضل وبه صورت خود آگاه آشنا به همه فوت وفن
های علوم ادبی نیست،حال آن که منتقد ادبی باید دقیقا به علوم ادبی آشنا باشد تا ازآن ها به عنوان
ابزاری درتجزیه وتحلیل عوامل آن اثرادبی بهره گیرد."

