خواننده محترم!
روشنایی یکی از زیباترین هدیه خداوند است، آن را با همان فروغمندی اش تقدیم تو می کنم. که همواره آمدی، با نقد و نظر و دیدگاه خود ترغیبم کردی تا بسرایم لبخند های فراموش شده و واژه های ناشکوفایی دلم را و بنویسم از شب های بی پایان وطن. فراموشت نشود که از این پایگاه رفتم به جای دیگر بیا باهم ناسروده های روزگار خویش را زیبا بسراییم. بعد از این در وبلاگ جدیدم با شما هماواز خواهم بود. ردپایم را بگیر.
آدرس وبلاگ جدیدم این است:
نگاه پنهان
http://www.negahpenhane.blogfa.com/
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 1:33 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 2:48 توسط ( محمدناصرعارفی )
|

بیدل کیست؟
بیدل عارف دل باخته وشاعرتوانمندوظریف اندیش فارسی سرای سبک هندی است، شاعری که مفاهیم بلندعرفانی فلسفی، اجتماعی و سیاسی رابانازک اندیشی وخیال پردازی های قدرتمندانه خود درقالب شعرگنجانده است وهنرنمایی های شگفت آوری را ازخودبروزداده وبه نمایش گذاشته است.لازم است قبل ازاین که به جنبه های عرفانی شعربیدل بپردازم، به طورمختصری راجع به خودبیدل سخن به میان آورم.
" بیدل شاعری است زادۀ هندوستان وپروردۀ محیط ادبی آن کشوردرقرنهای یازدهم ودوازدهم هجری، یعنی اواخردوره ای که هندکانون زبان وادب فارسی بود. به همین سبب گاهی اورابه« عظیم آبادی» یا«دهلوی» هم ملقب می کنند.
اودرسال1054ق. درشهرعظیم آبادازایالت پتنه به دنیا آمد.پدرش عبدالخالق که سپاهی ای بودصوفی مشرب،نام عبدالقادرگیلانی سرسلسله صوفیان قادری رابر فرزندش نهاد.اجدادآنهامغولانی کوچیده ازماوراء النهربودند.
عبدالقادربه زودی ازپدرومادریتیم شد وبه سایه حمایت عمش میرزاقلندردرآمد که خودسرداری شجاع بود ودرعین حال، مردی اهل عرفان ومعرفت. عبدالقادرجوان تحصیلات سنتی مدرسه ای رابه اشارۀ میرزاقلندررهاکرد؛به شاگردی اهل تصوّف ومجذوبان عصردرآمد وبه اتکای هوش وذکاوت سرشارش به زودی مبادی عرفان وطریقت راآموخت."(1)
میرزاعبدالقادربیدل ازابتدای نوجوانی به شعرروی آوردوتخلّص «بیدل» رابرای خود برگزیداو دارای استعدادفوق العاده ای بوده وازقریحۀ شگفت آورشعری و ذوق بالای هنری برخورداربود اوتوانست آثاروسروده های وصف ناپذیری راخلق کند.
" اوازقوم برلاس یا ارلاس جغتائی است. بیشتر عمر خودرادربنگاله بسربرده و در دهلی وفات یافت.(سوم صفر1133 هـ.ق) ودرهمین شهردرصحن خانه خویش بخاک سپرده شد.مزاراورادرسال1199، یعنی 66سال پس از مرگش یکی ازنویسندگان دیده اما اکنون خاکجای اوبدرستی معلوم نیست البته در دهلی قبری به نام بیدل تعمیرکرده اند که موردتردید است." (2)
برخی نقل هاحاکی ازآن است زمانی که ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل ازدنیا رفت ودرصحن خانه خود درهنددفن گردید،بعدهامشتاقان بیدل استخوان های اوراازهند به سرزمین اصلی او یعنی افغانستان انتقال دادند.
"عظام بیدل بعد از دفن موقت در صحن خانهاش، به وسیلهٔ مریدان و ارادتمندان و بازماندگان خاندانش، به وطن اصلی او افغانستان انتقال داده شده، و مزار وی در هند نیست، بلکه، در قریهٔ خواجه رواش کابل میباشد."(3)
بیدل درقالب های مختلف شعری، شعرسروده است آثاراوبیانگراین واقعیت است که بیدل ازعلم ودانش بالایی برخورداربوده است.تمام سروده های اوحاکی از محتوای عمیق ومعارف ارزشمنداست.
" بیدل را ازروی آثاراووسخنان تذکره نویسان، شاعری دانشمند، عارف مسلک، فروتن وقناعت پیشه می یابیم.اوبرعلوم ادبی،عرفان،فلسفه ودیگردانشهای عصروقوفی تمام داشت ومی توان گفت دانشمند ترین شاعربزرگ فارسی بعدازعبدالرحمان جامی، هم اوست. درعرفان ازپیروان مکتب ابن عربی به حساب می آمد ودرعین حال، اطلاعات خوبی ازآراءوعقایدهندوان داشت." (4)
ازلحاظ فن شعری، اودرآثارخودهنرنمایی های راانجام داده است که انسان را به حیرت وا می دارد.درمیان سبک های شعری، سبک هندی ویژگی های خاص خودرا داردوبیدل به عنوان برجسته ترین نمایده سبک هندی باهنرنمایی های زیبایی که ازخودبروزداده است سبک هندی را اوج بخشیده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 18:52 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 2:24 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 2:45 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
ای نازنین آیینه!
عمق نگاهت
رنگین کمان عشق را
تنیده بود درمن
وازلبخندشکوهمندت
درزمستان پربرف قلبم
شکوفایی بهارتکثیرمی شد
وشفافیت دیدۀ حیرانت
ازروزنۀ امید
آفتاب را انعکاس می داد
برایم
افسوس، افسوس، افسوس
زود،چشم فروبستی
وتوفان غم فراقت
تبسم راپرپرکردبرلبانم
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 1:53 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
گسترش افکارضد دینی درغرب معلول علل متعددی است ازجمله عملکردکلیسارامی توان در پدید آمدن آن مؤثردانست.این مسئله بسیار دردآوراست که ارباب کلیسا و متولیان اموردینی به عنوان پرچم داران دین زمینه ساز دین گریزی ودین ستیزی در غرب باشند.
پرداختن به بحث موردنظریعنی تأثیرکلیسا برگسترش افکارضد دینی درجوامع غربی، ایجاب می کند که ماکلیسا وجایگاه آن در جهان مسیحیت ونیزعملکرد متصدیان امور کلیساها راموردبحث وبرسی دقیق قراردهیم. بنابراین مسیری که ازلازمۀ روندبحث است راباید پیموده وتأثیرکلیسارابه عنوان نهاد دین، درگسترش افکار واندیشه های ضد دینی درغرب روشن سازیم.
مفهوم کلیسا
کلیسادردنیای مسیحیت به عنوان نهاد دینی بوده و از پایگاه وجایگاه دین حرف زده است " از زمان های اولیه تاکنون کلیسا انجمن دوستی کسانی بوده که به مسیح اعتقاد داشته اند وهنوز هم چنین است، انجمن دوستی کسانی که خودرامتعهد به شخص وهدف مسیح دانسته وآن رامایۀ امید واری همه مردان وزنان می دانند. خودنام کلیسا، نشان دهندۀ درجۀ تعهد والتزام کلیسابه آرمان خدای آن است.
درزبان آلمانی«کلیسا» ( kirche )مشتق ازواژه یونانی kyriake ،یعنی وابستگی بهkyrios (خداوند Lord) وبه معنی خانه یاجامعۀ خداونداست،درزبان های رومی ecclesia، iglesia، chiesa، eglise مشتق ازواژه یونانی ekklesia است که درعهد جدیدهم به کار رفته است یا ازواژۀ عبری قاهال ( gahal ) به معنی « مجمع» (خدا) است. دراینجا اشاره به فرایند گردهمایی واجتماعی گردهم آمده است." (1) کالبد شکافی واژه کلیسا ازنظرمفهومی نمایان گراین نکته است که این واژه برخوردار ازبارمعنایی دین محورانه ای همراه بانوعی تقدس مداری است.کلیساهابه عنوان پایگاه وجایگاه دین دارای تقدس بوده است." معنای ریشه ای « اکلسیا»ی مسیحی (که بعداً به «church = کلیسا» ترجمه شد) « اجتماع » بود، که ازکلمه آتنی « ecclesia » به معنای «اجتماع شهروندان» گرفته شده بود. اما «کلیسای» مسیحی درنخستین روزهایش، به تعبیرپولس قدیس « اجتماع قدیسان » بود؛ چون اگریک مسیحی یک بارتعمید می یافت، زندگی مشرکانه رابه صورت عملی، ونه فقط نظری،کنارمی گذاشت." (2)
نخستین کلیسا
درموردکلیساکه یک مکان مقدس برای انجام عبادت مسیحیان است دیدگاه های متفاوتی مطرح است. اربابان کلیسا در این پایگاه و جایگاه دین مداری برپایه یک سلسله باورها واعتقاداتی هدایت پیروان حضرت مسیح رابه عهده داشته اند." بدون تردید، حواریون دراولین اجتماع وجود داشتند. اما علاوه بردوازده نفری که خود عیسی به مثابه یک نماد برگزید، همه آن کسانی که پیام مسیح را ابلاغ کردند وجوامعی رابه مثابۀ شاهدان اولیه وپیام رسانان اولیه تأسیس کردند، حواری بودند. علاوه برآن، از چهره های دیگری هم زمان بارساله های پولس یاد می شود که عبارتنداز : مردان وزنان نبیّ که پیام های الهام شده را ابلاغ می کردند ومعلمان انجیل ها ومددکاران بسیارگوناگون، اعم ازمرد وزن." (3)
برخی ازدیدگاه ها این است که عیسی مسیح خود شخصاً درباب کلیسا وتأسیس آن چیزی اظهار نداشته است واودرتشکیل وپدید آوردن این جامعه هیچ نقشی نداشته است. " براساس اناجیل، مردناصری [عیسی] اساساً هیچ گاه واژه « کلیسا » رابه کار نبرد. هیچ سخن صریحی ازعیسی وجود نداردکه به صورت منظم جامعه ای از برگزیدگان وتأسیس کلیسا را درپی داشته باشد، منتقدان کتاب مقدس براین نکته توافق دارند که عیسی نه کلیسایی را اعلان کرده ونه خودرا، بلکه ملکوت خدارا اظهار نموده است."(4)
"عیسی خودپایه گذارکلیسای مسیحی نبود. کلیساهای بسیاری درآغازوجود داشتند که کسان بسیاری بیانگذاران آنهابودند."(5 )
اکنون بایددیدچگونه کلیسا،زمینه سازگسترش افکارضد دینی درغرب بوده است.؟ دست یابی به پاسخ این پرسش ایجاب می کند که ماعمکردصاحبان کلیسا وافکار حاکم برآن را تجزیه وتحلیل کنیم.
نشرافکاروعقاید خرافی به نام دین
یکی ازدلایل روی گردانی مردم ازدین درغرب ترویج، تبلیغ وانتشارافکارواندیشه های انحرافی وعقاید خرافی ازسوی کلیساها بود.هرکسی که درپایگاه وجایگاه دینی استقرار پیدامی کرد،آنچه راکه می خواست به نام دین به خورد جامعه ومردم می داد.پولس که یک یهودی بود ودر ابتدا مخالف آیین مسیح بود و مبارزه باپیروان این آیین رادرپیش داشت با ورود دردین حضرت مسیح" خودرا رسول عیسی (ع) معرفی کردو نقش عمده ای درشکل گیری مذهب مسیحیت داشت." (6)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 2:25 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7:41 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 18:10 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 5:1 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 2:14 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 3:59 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 23:7 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 18:45 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
بوی دود می دهد
بوی باروت
زلزله ، نه
انفجار، انفجار، انفجار
تکان داده است سرزمینم را
چه خوفناک سایه ای
برچهره ی شهرنشسته است
ومردم
دست و پا می زنند
تابرهانند
گریبان شان را
ازچنگ هیولای مرگ
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 2:57 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 3:2 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 11:23 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 4:25 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 3:46 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 7:59 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
صدام ازاوج تافرود
اگر یک نگاهی به تحولات درعرصه بین ملل داشته باشیم ، می بینیم که حوادث و رخ دادهای
عراق در صدرتحولات جهان قرار دارد تراژدی های انسانی پدید آمده در این سرزمین به عنوان
خبرسازترین مسا ئل جهان توجه همگان رابه خود جلب کرده است. مردم مظلوم عراق هر لحظه
بامرگ وترور و نا، امنی دست به گریبانند. در واقع این مردم بیگناه عراق اند که ناخواسته تاوان
خطاها و عقده گشایی های صدام را می پردازند. دیکتا توری که با سیاست های اشتباه و روش
های استبدادی خویش مردم سرزمینش را به این سرنوشت دچارکرد ورنج های فراوان رانصیب
جامعه خود ساخت و پای اشغالگران و اربابان قدرت را در این سرزمین بازکرد. صدام نه تنها
تاریخ عراق ر ا رقم زد که در سطح جهان تحول سازشد. سرگذشت پرفرازونشیب وزندگی پرما
جرای او ، ازاوج تافرود خواندنی است... درادامه مطلب بخوانید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 10:10 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 7:45 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت 10:52 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 8:51 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 2:12 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 1:27 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 1:17 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 10:31 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
مرد
كوله باراندوه برشانه اش
سرنوشت يك نسل دردست
سينه پربرف زمستان راچيركرد
گفت :
هاي مردم!
قد كشيده ام
فراترازبابا
بلند تراز پا مير
تا، باوركند زمين
سربلندي ام را
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384ساعت 9:50 توسط ( محمدناصرعارفی )
|
+ نوشته شده در شنبه ششم اسفند 1384ساعت 10:5 توسط ( محمدناصرعارفی )
|